فیروزه

 
پیشخوان
 
بیست و نهم فروردین | علی غبیشاوی

آوینی و پازل مشکلات و دغدغه‌های ما

سیاست‌زدگی و از هم‌گسیختگی فضای فرهنگی کشور، صحبت کردن درباره شهید سید مرتضا آوینی را تبدیل‌ به امری سوء تفاهم ‌برانگیز و بی‌سرانجام کرده است. در این دو دهه آن‌قدر درباره دوره‌های متقدم و متاخر زندگی او، درباره آثار مکتوب و مصوّر او و درباره موضع‌گیری‌های او گفته شده که به ‌نظر نمی‌آید حرف ناگفته دیگری باقی مانده باشد. ادامه…

آوینی و پازل مشکلات و دغدغه‌های ما
آخرین‌ها

نویسنده‌ها یک نولی، یک کت مخملی و ابر بزرگی بالای سرشان دارند

۲ اردیبهشت | خلاقیت | سید محسن امامیان

به آدم‌های خط‌خطی‌ام خیره شده‌ام. با قیافه‌های خشن و تابلویی که این‌ها دارند ابر بالای سرشان هم خیلی واضح است. همه آن‌ها به نحوی دنبال آن گنج مورد نظر هستند. این موضوع کمی ناراحتم می‌کند. وقتی آدم‌های داستان من آن‌قدر رو باشند بیشتر کارکرد یک تیپ را خواهند داشت و شخصیت کاملی نخواهند بود. ادامه…


زندگی زیباست اما طولانی

زندگی زیباست اما طولانی

۲۱ فروردین | نقد سینما | راضیه مهدی‌زاده

جغرافیای فیلم از میان درها و فضای افقی خانه خود را به بیننده می‌نمایاند. در اولین برخورد با ورود مامور آتش‌نشانی، پیانوی بزرگی دیده می‌شود که یادآور دوران باشکوه دو معلم پیانوی پیر و ورود به رابطه و داستان عشق میان آن‌هاست. ورود مخاطب به تئاتر شانزه‌لیزه اولین برخورد با دو کاراکتر اصلی فیلم است. این دو کاراکتر بدون هیچ وجه تمایزی با دیگران در سالن اجرای موسیقی نشسته‌اند. ادامه…


عروس‌ماهی عزیز

عروس‌ماهی عزیز

۱۸ فروردین | داستان | غلام‌حسین صدیقی

وقتی می‌خواستم مادر را راضی کنم برود خواستگاری عاطفه گفته بود: «عزیز و آقاجون رو ببین، تا شب عقد همو ندیده بودن، چه جوریه پس برا هم می‌میرن؟» گفته بودم: «اونا ماهی قرمز بودن، شب عید خریدن‌شون انداختن‌شون توی یه تنگ، ناچار بودن به تنگ عادت کنن.» عاطفه می‌گوید: «بزار خودم پاشم، پانشدم صدام نکن» ادامه…