پرواز را به نام تو آغاز می کنم
لبریزم از نیاز ولی ناز میکنم / مشقی به خطِ خواجهٔ شیراز میکنم / یک بیت میشوم که بخوانی مرا شبی / با آه از لبان تو پرواز میکنم / آهوی من، پناه تو این قلب زخمی است / زخمی که با لب نمکت باز میکنم ادامه…
ماکارونی ماسیده
«عِنْدَما اَرْکَبُ فِیالَّیْلِ قَطاراتِ الْجُنون/ طالَما اَنْتِ مَعی/ لَسْتُ مُهْتَمّا بِما کانَ…/ وَ ما سَوْفَ یَکون» کتاب را بست و خیره شد به نَزار قَبّانی که با آن موهای طلایی و کُت چهارخانهی کِرِم، روی جلد، لبخند زده بود. دست برد از روی عسلی لیوان چای را بردارد که موبایلش زنگ خورد. «مامان» را که روی صفهی گوشی دید، یاد چرندیات همیشگی افتاد: «هوا اونجا سرده؟ یخچالت که خالی نیست. ظرف و لباسهاتو مرتب میشوری؟ ما هم خوبیم. من 8 کیلو کم کردم. بابات اجارهٔ این ماه رو فرستاد. کار پیدا کردی؟» ادامه…
رستاخیز زخمهای فراموش شده
ظاهراً بعد از تماشای جدیدترین فیلم مسعود کیمیایی باید خوشحال شد و خدا را شکر کرد چراکه فیلمساز اسم و رسم دار کشورمان بعد از تجربههای واقعاَ ناکامی همچون «حکم» و «رئیس» به نوعی بازنگری در مبانی سینماییاش دست زده است تا «محاکمه در خیابان» نسبت به چند اثر قبلیاش در جایگاه متفاوتی قرار بگیرد. البته این تفاوت به این معنا نیست که در تازهترین فیلم جناب کیمیایی قلهی رفیع و موقعیت ممتازی فتح شده است؛ بلکه منظور این است که «محاکمه در خیابان» صرفاَ در مقایسه با «حکم» و «رئیس» یک سر و گردن بالاتر قرار میگیرد. ادامه…
عقلانیت دینی یا دین عقلانی
چند هفته ای از اكران «كتاب قانون» میگذرد و اكنون هرنقدی درباره آن نوشته شود، كم و بیش حاوی نكاتی است كه پیشتر مورد توجه منتقدان قرارگرفته و بدان اشاره شده. از این رو در این مجال قصد نقد به معنای مصطلح نقد فیلم را ندارم بلكه این یادداشت تنها نگاهی به مقوله كاربردی شدن دین در زندگی فردی و اجتماعی خواهد داشت. ادامه…
سبکشناسی نقادانه
“تلقیهای متداول از سبک به نظر من تاریخ گذشته است، اینکه فلان کلمه چقدر تکرار شده است یا …. آنچه امروزه به آن نیاز داریم سبکشناسی نقادانه است که به نظر من به معنای بهکار بردن مفاهیم نقد ادبی و نظریهی ادبی برای اتخاذ یک رویکرد میان رشتهای برای فهم هنر است. این رویکرد از آن جا که پویا است و تحولات زمانه ما را خوب منعکس میکند، میتواند سودمندتر باشد.” ادامه…

