دشمن مردم یا پلیسها؟
تبهکاری به نام آلوین کارپیس با این بهانه که بانک زدن دارد روز به روز کار مشکلتری میشود در همان اوایل فیلم به جان دلینجر (جانی دپ) و دار و دستهاش پیشنهاد به گروگان گرفتن رئیس بانک سنت پائولو را میدهد. اما جان این پیشنهاد را نمیپذیرد. چون به تعبیر خودش «مردم از آدمربایی خوششون نمیآد»! او تنها کسی است که به نظرات مردم فکر میکند و برایشان اهمیت قائل است. چون با آنها زندگی میکند و وسط آنها قایم شده است. البته بعضی وقتها هم پول همین مردم را که در بانکها ذخیره شده است میدزدد! ادامه…
قطارها همیشه سوت نمیزنند
چراغها خاموش است. همهٔ مسافرها خوابیدهاند، اما من خوابم نمیبرد. مدتی چشمهایم را بستم، سعی کردم به چیزی فکر نکنم، بیفایده بود. صدای یکنواخت قطار، تکانهای مداوم آن را نرمتر میکند: تلق تولوق…تلق تولوق…. به بالای سرم خیره میشوم. توی تاریکی دنبال خط و خطوط زیر تخت بالایی میگردم. چیزهایی میبینم. باید نیمرخ دختر جوانی باشد با چشمهایی بیش از حد درشت و مژههایی بسیار بلند. دقیق نمیبینم ولی حتماً از همین چیزها است، به خیال پسری تنها که شاید سرباز بوده یا برای کار به شهری دوردست میرفته. ادامه…
صدای سرگردان
دراعماق راهی که در ظلمتی گنگ تنش را به بی انتها میکشاند / صدای سکوتی است در صیحهٔ باد که من را به این ناکجا میکشاند / چنین از قدمهای مشکوک ناچار فرورفته در وهم مبهوت در هیچ / کجا میروم هر نفس خیره، آرام مرا تا کجا این صدا میکشاند ادامه…
نگارش خلاق چیست؟
هرنوشته ای در حد خودش خلاق است. نویسندگان باید به کاربرد کلمات بیندیشند. اینکه چگونه افکارشان را به نظم بیاورند و چگونه توجه مخاطب را به خود جلب کنند. نگارش خلاق را می توان نوع خاصی از نگارش دانست که در حوزههایی همچون شعر، درام، داستانهای کوتاه، مقالات شخصی، داستانهای تخیلی کوتاه و بلند و یا داستانهای غیرتخیلی گسترش یافته است. ادامه…


