و با فرهنگ هزاره جاودانه خواهد ماند
کارنامهٔ فرهنگی زندهیاد دکتر علیمحمد حقشناس آنقدر پربار و متنوع هست که بشود سطرها و صفحهها دربارهٔ آن نوشت و به وجوه گوناگون آن پرداخت. او در کنار استادان دیگری مثل دکتر محمدرضا باطنی و دکتر محمد دبیر مقدم از بزرگان رشتهٔ زبانشناسی و راوی نظریات نوین این رشته در ایران بود. بیش از سی سال در دانشگاههای شهید بهشتی و تهران تدریس و شاگردان بسیاری را تربیت کرد. کارهای مهم و ماندگاری نیز در زبانشناسی ترجمه کرد که بسیاری از آنها منابع درسی این رشتهاند: کتاب زبان اثر بلومفیلد، زبان اثر ساپیر، تاریخ زبانشناسی روبینز و…
در کنار اینها ترجمههای دیگری نیز داشته است که قابل توجهاند، نظیر آنچه در مجموعهٔ بنیانگذاران فرهنگ امروز انتشارات طرح نو ترجمه کرده است (بودا، سروانتس، شکسپیر) یا کتاب رمان به روایت رماننویسان یا مجموعه داستانهای سامرست موام و… . کارهای تألیفیای هم دارد که البته تخصصیترند مثل کتاب آواشناسی، که گرایش تخصصی او در زبانشناسی بود. در خلال این سالها نیز مقالات بسیار نوشت، چه مقالات نظریتر، که حاوی تأملات او در زبان بود، مثل پیشنهادهایی که برای خط فارسی داد، یا آنچه دربارهٔ قافیه نوشت و چه نقدهای او بر کتابهای مختلف مثل نقد او بر ذهن و زبان حافظ، یا نقدهای او بر غزلهای سیمین بهبهانی و داستانهای زویا پیرزاد.
اگر کارنامهٔ دکتر حقشناس تنها محدود به همین کارها میبود، باز هم جای ستایش فراوان داشت چرا که همینها هم بسیار فراتر از توان یک فرد است و حجم و کیفیت آنها بسیار بیشتر از دیگر همتایان و همنسلان اوست.
اما او علاوه بر اینها کار کارستان دیگری را نیز به سرانجام رساند که نامش را برای همیشه در فرهنگ این سرزمین جاودانه ساخته است: فرهنگ انگلیسی فارسی هزاره.
او با درک درست موقعیت و جایگاه خود، به عنوان یک زبانشناس برجسته، دریافته بود که فرهنگنویسی کاری است که تنها از عهدهٔ بزرگانی چون او و محمدرضا باطنی و ابوالحسن نجفی برمیآید. برای همین پانزده سال از بهترین سالهای عمر خود را در کنار حسین سامعی و نرگس انتخابی وقف تألیف این فرهنگ کرد.
فرهنگ هزاره زمانی منتشر شد که سالها بود که دیگر فرهنگهای انگلیسی فارسی موجود پاسخگوی نیاز زبانآموزان و مترجمان و اهالی فرهنگ نبود. فرهنگ حییم قدری قدیمی شده بود و واژهها و معانی تازهٔ بسیاری بود که در آن یافت نمیشد؛ فرهنگ تکجلدی دکتر باطنی اگرچه روزآمدتر بود اما جامعیت لازم را نداشت؛ فرهنگ شش جلدی آریانپور نیز به دلیل عدم دقت در انتخاب معادلها چندان راهگشا نبود. برای همین زبانآموزان و مترجمان و اهالی فرهنگ معمولاً در مواجهه با متون با دشوراریهای بسیاری مواجه بودند و نیاز به تألیف یک فرهنگ دوزبانهٔ جامع احساس میشد.
در چنین اوضاع و احوالی بود که فرهنگ هزاره منتشر شد. کارایی چنین فرهنگهایی بیشتر در عمل معلوم میشود اما اجمالاً در محاسن آن میتوان گفت که فرهنگ هزاره فرهنگی جامع و روزآمد است که نزدیک به ۵۵ هزار مدخل دارد و معادلهای آن با دقت بسیار انتخاب شده و در آن به معانی و کاربردهای مختلف واژهها ـاز کاربردهای علمی و فنی گرفته تا کاربردهای عامیانهـ توجه شده است. علاوه بر این، هم انتخاب معادل برای کلمات از میان معادلهای رایج و هم معادلسازی برای واژههای تازه متناسب با سلیقهٔ معیار انجام پذیرفته است که این مهم، فرهنگ هزاره را برای عموم مخاطبان قابل استفاده ساخته است.
…و نام دکتر علی محمد حقشناس با فرهنگ هزاره در تاریخ علم و فرهنگ این سرزمین جاودانه خواهد ماند.













۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۹ | ۲۱:۵۰
امیدوارم که «فرهنگ هزاره» فرهنگ هزاره نباشد!
۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ | ۰۷:۱۹
, البته چنين است كه اگر همه تنها يك كار را خوب انجام دهيم بيشك هزاران فرهنگ هزاره خواهيم داشت..ولي همه شدهايم يك دست و چند هندوانه…كجاست اين حوصله در نسل ما كه بنشيند مثل ادم پانزده سال از عمرش را بگذارد و يك فرهنگي بسازد..اگر از همين الان شروع كنيم تا چهل سالگي شايد دينمان را ادا كرديم..شايد..شايد
۲۷ مرداد ۱۳۸۹ | ۱۴:۳۴
ای کاش هزاران فرهنگ هزاره و هزاران فرهنگ هزاره نویس داشتیم مثل استادحق شناس….