یک بام و چند هوا
چند نکته دربارهٔ برنامهٔ هفت
هستند کسانی که بیتوجه به کاستیها و ضعفهای آشکار «هفت» نفس پخش چنین برنامهای را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی به فال نیک میگیرند. هستند کسانی که معتقدند برنامهٔ «هفت» هر چقدر هم ضعیف و آماتوری باشد باز هم اتفاقی خجسته برای سینمای ایران است و نمیتوان از مزایای حداقلی آن چشم پوشید. همین افراد با اینکه متفق القول معتقدند برنامهٔ جیرانی انتظارات سینما دوستان را برآورده نکرده است اما باز هم سعی میکنند در اظهار نظرات شفاهی و کتبی خود هوای هفت را داشته باشند تا خدای نکرده فرصت پیش آمده برای سینمای ایران از کف نرود. شاید این مصلحتسنجیها بعد از پخش قسمت اول و یا دوم برنامه تا حدی به جا بود اما حالا بعد از پخش چهار قسمت میتوان و باید با صراحت بیشتری دست به قلم شد و به دور از تعارفات معمول به این برنامهٔ زنده و احتمالاً پرمخاطب پرداخت چرا که به زعم نگارنده ادامهٔ هفت با چنین روندی فارغ از جذابیتهای مقطعیاش در دراز مدت به ضرر سینمای ایران تمام خواهد شد.
هفت عنوان یک برنامهٔ «زنده» تلویزیونی را به دوش میکشد اما از قابلیتهایی که زنده بودن برنامه در اختیارش قرار میدهد استفاده نمیکند و صرفاً به بازتولید مؤلفههای جُنگهای ضبط شدهٔ تلویزیونی میپردازد. به جز لحظاتی از بخش انتهایی قسمت اول برنامه که با حضور علی معلم لحن صریح و بیپردهای در برنامه شکل گرفت در سایر قسمتها و بخشها با برنامهای مواجه شدهایم که زنده بودن یا نبودن آن هیچ تفاوتی در رویکرد و نگرش برنامه نداشته است و عوامل آن آشکارا تلاش کردهاند با حفظ ملاحظات معمول تلویزیونی برنامهای خنثی و کمحاشیه روانهٔ آنتن کنند. البته تصور ناردست نسبت به ماهیت برنامههای زنده مختص این برنامه نیست و بسیاری از برنامههای متعددی که با برچسب زنده از صدا و سیما پخش میشوند از همین معضل رنج میبرند. صراحت، پیشبینی ناپذیری و روزآمد بودن سه ضلع یک برنامهٔ زنده را تشکیل میدهند که برآیند آنها میتواند جذابیت غیر قابل انکاری برای یک برنامه زنده خلق کند. هر برنامه زندهای که از این سه مؤلفه بهره ببرد، حتی اگر با سلایق و علایق بیننده همخوانی ناچیزی داشته باشد، باز هم میتواند به مدد جذابیت و غافلگیر کننده بودنش وی را پای تلویزیون بنشاند. برنامهٔ هفت به جز مواردی که از دست سازندگان در رفته است تنها به ضلع سوم یعنی روزآمد بودن و پرداختن به مسائل اخیر سینمای ایران توجه نشان داده و دو ضلع دیگر را عامدانه یا جاهلانه به فراموشی سپرده است. میتوان حدس زد ملاحظات سازمانی و مصلحت اندیشیهایی که بیجهت در صدا و سیما نهادینه شدهاند دست و پای سازندگان برنامه را بستهاند غافل از اینکه تن دادن به چنین محدودیتهایی بدترین راه مواجهه با آنهاست چرا که این رفتار به صورت غیر مستقیم باعث تحکیم هر چه بیشتر آن ملاحظات در ساختار صدا و سیما میشود.
کمتر کسی باور میکند تصویب تولید و پخش چنین برنامهای در یکی از بهترین ساعات هفته با هدف زمینه چینی برای بهبود اوضاع نابسامان سینمای ایران شکل گرفته باشد. برنامههای زنده همیشه دستاویز خوبی بودهاند تا مدیران صدا و سیما با توسل به آنها وجههای آزاد اندیشانهای برای خود و سازمان متبوعشان خلق کنند. بعد از بیاعتمادی مردم به صدا و سیما به ظاهر ملی کشور به ویژه در یک سال گذشته که حتی تریبونهای رسمی صدا و سیما هم بر آن صحه گذاشتند مسئولان به فکر استفاده از شیوههایی برای بازتولید آبرو و اعتبار از دست رفته افتادند. در حوزهٔ سیاست تلاشهای ناکامی با برنامههایی مانند دیروز، امروز، فردا برداشته شد که در نهایت از هدف اولیهٔ خود دور شدند و کارکردی معکوس از جهت اعتمادسازی به بار آوردند. از این نظر برنامهٔ هفت را میتوان تلاشی دیگر برای ترمیم چهرهٔ مخدوش صدا و سیما در اذهان عمومی دانست که قرار است که با بهره گیری از جذابیت بالقوه مباحث سینمایی مردم بیشتری را پای تلویزیون بنشاند و بحران فقدان مخاطب فرهیخته را در تلویزیون جمهوری اسلامی جبران کند. سازندگان هفت اگر میخواهند در مسیر پیش رو، خود و سینمای ایران را قربانی سیاستهای صدا و سیما نکنند باید فرصت پیش آمده را به نفع سینما مصادره کنند و نگذرانند هفت صرفاً به برنامهای برای پر کردن بیلان کاری مدیران سازمان و محقق کردن اهداف غیر سینمایی آنها تبدیل شود.

هفت برای بهبود سطح کیفی خود چارهای ندارد جز اینکه ضمن تغییر رویکرد برنامه، در زمانبندی و تقسیمبندی بخشهای پیشبینی شده هم تجدید نظر کند. همانطور که از حرفهای جیرانی برمیآید هفت قرار است از ساختاری مجلهای تبعیت کند که در واقع تعبیری دیگر از مدل منسوخ شدهٔ جنگ تلویزیونی در دهههای گذشته است. اولین قدم برای فرار از کرختی برنامه، که در قسمت سوم همزمان با بررسی فیلم کودک و فرشته به اوج رسید، کمرنگ کردن بخشهای حاشیهای مثل گزارش اکران و اخبار سینمایی و پررنگ کردن بخشهایی مثل بررسی فیلم هفته و یا کنکاش در مناقشات صنفی سینما است. هفت برای فرار از ریتم کسل کنندهٔ فعلی باید تنها یک بحث (تحلیل فیلم یا مناقشات صنفی و ساختاری سینما) را به عنوان بحث هفته پیش ببرد تا برنامه به یک آش پرملات اما بیمزه تبدیل نشود. هفت باید تکلیف خود را در بخش بررسی فیلم هفته هم مشخص کند تا مخاطب بداند قرار است شاهد یک ریویوی تصویری باشد یا نقد تحلیلی و ساختاری فیلمها. مشخص است عوامل برنامه هنوز در این زمینهها به نتیجهٔ قطعی نرسیدهاند و به همین دلیل گفتوگو با سازندگان فیلمها دچار تشتت فراوانی میشود و حتی مخاطب پیگیر سینما را خود میراند. اگر تکلیف این قسمت از برنامه مشخص باشد جیرانی به عنوان مجری و کارشناس برنامه دیگر مانند نشست بررسی فیلم کودک و فرشته از این شاخه به آن شاخه نمیپرد و در عوض سعی میکند بحث را بر اساس محور واحدی پیش میبرد. جیرانی در همین نشست در اقدامی کاملاً تعجب برانگیز خط داستانی اصلی کودک و فرشته را لو داد تا فاتحهٔ فیلم جناب نقاش زاده با یک تیر خلاص خوانده شود. قاعدتاً وقتی فیلمی هنوز روی پرده است خط اصلی داستان آن در برنامه زنده لو میرود اندک مخاطبانی هم که به هر دلیلی مشتاق تماشای فیلم بودهاند اشتیاق اولیهٔ خود را برای رفتن به سینما از دست میدهند.
فارغ از تمام این نکات هفت برنامهای است که بیش از هر چیز به عنوان برنامهای از فریدون جیرانی شناخته میشود. میدانم که جیرانی در مقام تهیه کننده تلاشهایی برای انتخاب مجری دیگری غیر از خودش برای برنامه انجام داده که البته همهٔ آنها به بن بست خوردهاند. بخشی از مجریان خوب به بهانههای واهی اجازهٔ کار در تلویزیون را ندارند و برخی دیگر بنا به ملاحضات شخصی و حرفهای ترجیح دادهاند در زمانهای فعلی و به بهانهٔ چنین برنامهای قدم به استودیوی هفت نگذارند. نمیخواهم حرفهای هزار بار گفته شده در مورد تواناییهای و ضعفهای جیرانی را باز هم تکرار کنم اما نمیتوانم از ذکر این نکته چشم بپوشم که برنامهای در مقام و موقعیت هفت احتیاج به یک مجری متبحر در اجرای مؤدبانه و متمحض در کارشناسی منصفانه دارد. جیرانی با تغییرات محسوسی که در ظاهر و نوع بیانش در سه برنامهٔ پخش شده اعمال کرده نشان داده که ایراداتش را پذیرفته است و اگر بتواند آنها را رفع و رجوع میکند. جیرانی باید بتواند نفش خود در برنامه را در حد یک مجریـکارشناس تقلیل دهد و وجههٔ منتقدـفیلمساز خود را مقابل دوربین به نمایش نگذارد. جیرانی باید بتواند شرایط را به سمتی ببرد که صریحترین نقدها از زبان منتقدان، کارشناسان و مهمانان برنامه گفته شود نه اینکه جملات شنیدنی آنها را هم ناتمام بگذراد و دائماً در میان حرفشان بپرد. در این صورت صراحت برنامه و بازی کردن با خطوط قرمز به اسم جیرانی تمام نمیشود و فشارهای بیرونی هم کمتر متوجه شخص وی میشود.
پی نوشت: از این هفته روز پخش برنامهٔ هفت از جمعه به سه شنبه منتقل شد. یعنی بعد از تغییر زمان برنامه در قسمت دوم و پخش آن بعد از اخبار ساعت ۲۲ در فاصلهای تا این حد کوتاه روز پخش هفت آن هم درست در اولین هفتهها برای تثبیت برنامه نیز تغییر کرد. هفت پیش تولیدی طولانی داشت و بارها پخش آن به تعویق افتاد. آیا این همه مدت کافی نبود تا مسئولان شبکه و عوامل تولید برنامه بتوانند کار خود را با یک زمانبندی دقیق شروع کنند تا مانند بسیاری از اقدامات و فعالیتهای فرهنگی چند دههٔ اخیر کار خود را با آزمون و خطا پیش نبرند؟













۵ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۱:۳۰
جناب آقاي نطنزي ..نمي دانم برنامه ديشب هفت را ديديد..البته مدعي نيستم برنامه عالياي بود ولي رگههايي از خلاقيت درش ديده ميشد..حضور امير جعفري و رضا شفيعي جم و مصاحبه جالب با جواد رضويان درباره كمدي هاي مبتذل كه البته جا داشته و دارد بيشتر به ان پرداخته شود…بديهي است اين برنامه ارام ارام نضج ميگيرد ولي برخي دريافتهاي شما محل مناقشه هستند مانند اين دريافت:
“کمتر کسی باور میکند تصویب تولید و پخش چنین برنامهای در یکی از بهترین ساعات هفته با هدف زمینه چینی برای بهبود اوضاع نابسامان سینمای ایران شکل گرفته باشد. برنامههای زنده همیشه دستاویز خوبی بودهاند تا مدیران صدا و سیما با توسل به آنها وجههای آزاد اندیشانهای برای خود و سازمان متبوعشان خلق کنند.”
كمي تحليل بدينانه و بيرحمانهاي است…فشارها بر رسانه ملي براي راه اندازي كرسي هاي ازادانديشي ان قدر بوده كه ربطي به وقايع سال پيش نداشته باشد…به شما توصيه مي كنم شماره ۲۷ و ۲۸ ماهنامه رواق هنر و انديشه را از كتابخانه مدرسه اسلامي هنر بگيريد و بخوانيد..در انتهاي اين دو شماره متن كامل مجادله كلامي دانشجويان امام صادق با سيدعزت الله ضرغامي امده است كه اصطلاح نود سياسي و هنري از انجا شكل گرفته است…اين مسئله هم مربوط ميشود به سال ۱۳۸۷..مدتها قبل از اغتشاشات سياسي…در ضمن اين دريافت شما هم با واقعيات بيروني در تضاد است:
“در حوزهٔ سیاست تلاشهای ناکامی با برنامههایی مانند دیروز، امروز، فردا برداشته شد که در نهایت از هدف اولیهٔ خود دور شدند و کارکردی معکوس از جهت اعتمادسازی به بار آوردند.”
البته مدعي نيستم اين برنامه ديورز امروز فردا ته ته ازادانديشي است ولي با اين نگاه كه اين برنامه موفق نبوده موافق نيستم…سي دي هاي كپي برنامه كه بسيار پرفروش شدهاند..تاثير ان بر فضاي سيساي..باز شدن باب گفت و گو درباره برخي مسائل و..از نتايج همين برنامه نيم بند است..به علاوه اينكه نيامدن برخي اقايان اصلاح طلب به برنامه تقصير خودشان است نه مجريان برنامه..گرچه اين برنامه جا براي كار زياد دارد…گمانم برنامه اخيرشان با اقاي شمخاني را نديده باشيد…بسيار خوب بود…
به هر حال اميدوارم برنامه هفت به اهميت زنده بودنش پي ببرد و بشود يك نود هنري خوب…ديشب درباره كن داشت بازي به جاهاي خوبي ميرسيد اگر از ماهنامه فيلم و جريان روشنفكري سينما و ابوالفضل جليلي هم كسي ميامد روي خط خوبتر ميشد…
۵ خرداد ۱۳۸۹ | ۲۰:۲۸
و البته با اين سخن شما خيلي موافقم كه:
“برنامهاي در مقام و موقعيت هفت احتياج به يک مجري متبحر در اجراي مؤدبانه و متمحض در کارشناسي منصفانه دارد. جيراني با تغييرات محسوسي که در ظاهر و نوع بيانش در سه برنامه? پخش شده اعمال کرده نشان داده که ايراداتش را پذيرفته است و اگر بتواند آنها را رفع و رجوع ميکند. جيراني بايد بتواند نفش خود در برنامه را در حد يک مجريـکارشناس تقليل دهد و وجهه? منتقدـفيلمساز خود را مقابل دوربين به نمايش نگذارد. جيراني بايد بتواند شرايط را به سمتي ببرد که صريحترين نقدها از زبان منتقدان، کارشناسان و مهمانان برنامه گفته شود نه اينکه جملات شنيدني آنها را هم ناتمام بگذراد و دائماً در ميان حرفشان بپرد. ”
لحن بي ادبانه و تحكم اميز وي در برنامه دو قدم مانده به صبح در گفت و گو با مهناز افشار هنوز در ذهنم مانده و ازارم مي دهد..اصولا فريدون جيراني شصت ساله بخواهد هم نمي تواند جلوي آبشار اطلاعات و افاضاتش را بگيرد..اگر واقعا مي دانيد تلاشهايش براي انتخاب يك مجري ناكام مانده كه هيچ و الا اصلي ترين راه براي جمع و جور كردن هفت تغيير مجري است..يكي مثل فرزاد حسني ميطلبد اين برنامه..گرچه او هم كمي صريح و ستيهنده است…به نظرم هفت بايد مانند نود و برخي مجلات سينمايي به سمت بخشهاي خاطرهانگيز كوتاه ميان برنامه برود…مانند پخش مسابقات قديمي فوتبال در برنامه نود..البته بايد در دل هفت ساختارش را بيابد..مثلا من عمدتا مجله ۲۴ را براي اين ميخرم كه ببينيم پرونده انتهاي نشريه درباره كدام برنامه خاطرهانگيز است..سريال آينه ..ارتش سري…هنر هفتم و…به هر حال برنامه هفت هم تخصصي است و هم بايد دنبال جذب حداكثري مردم باشد..چون پس از مدتي هفت تعيين كننده فروش فيلمهاي اكران خواهد بود…و فروش وابسته به حضور مردم از هر طبقهاي است…و الا طيف متخصص كه ماهنامه فيلم و ۲۴ و ..را دارد…ندارد؟..هفت بايد جايي براي آشتي مردم با بليطهاي ۳۰۰۰ توماني سينما باشد…
(راستي كاش يك نقدي بر اين دكور مزخرف برنامه مي كرديد ..صد رحمت به دكور هنر هفتم)
۶ خرداد ۱۳۸۹ | ۱۸:۰۶
خب … این دو کامنت مفصل را نمیشود بدون جواب گذاشت.
مسائلی که بر سرش توافق داریم به کنار اما در مورد نکاتی که ذکر کردهاید باید بگویم درست است که تعبیر کرسیهای آزاد اندیشی از چند سال پیش رایج شده اما در یکسال اخیر و بعد از سخنرانی آقای خامنهای در این مورد موج جدیدی برای جدی گرفتن این بحث میان مسئولان و سازمانهای دولتی شکل گرفت. این بحث تقریباً خاک گرفته علاوه بر صدا و سیما در شورای عالی انقلاب فرهنگی هم بیشتر از گذشته مطرح شد و تا آنجا که میدانم طرحهایی هم برای محقق شدنش تصویب و ابلاغ شد.
نوشتهاید نظر من در مورد برنامهی دیروز امروز فردا با «واقعیات بیرونی» در تضاد است و برای اثبات سخن خود از پرفروش شدن سی دیهای این برنامه و باز شدن فضای سیاسی مثال آوردهاید. بدون اینکه قصد بیاحترامی داشته باشم فکر میکنم پرفروش شدن سی دی برنامه برای اثبات خوب بود این برنامه از جنس دلایلی است که مسعود ده نمکی برای کیفیت بالای فیلمهایش میآورد. باز شدن فضای سیاسی هم تنها در چند برنامهی ابتدایی تا حد ناچیزی محقق شد و در ادامه با یکسویه شدن برنامه جای خود را به شستشوی مغزی مخاطبان کماطلاع داد.
تصور میکنم صرف مطرح شدن برخی از مسائل و نام بردن از برخی اشخاص در برنامه باعث باز شدن فضای سیاسی نمیِشود و با چنین رویکردی بهتر است برخی از مسائل اصلاً در رسانهی فراگیری مانند تلویزیون مطرح نشوند.
برای اینکه از بحث اصلیمان که برنامه هفت است خیلی دور نیفتیم باید اضافه کنم هفت حتی در برنامه این هفته هم کماکان از مشکلات سابقش رنج میبرد. شخصاً هنوز هم برنامه سینما صدا فرزاد حسنی در رادیو گفت و گو را بهترین نمونه برنامه سازی در حوزه سینما میدانم و معتقدم هفت حتی با تکرار ساختار ساده، صمیمی و البته چالشی و صریح سینما صدا میتواند به برنامهی واقعا پرمخاطبی تبدیل شود. خوشبختانه بررسی دعوت حاتمیکیا و آتش سبز اصلانی در برنامهی حسنی هنوز هم شنیدنی و جذاب هستند. هفت چاره ندارد جز اینکه به به ساختار منسجمی دست پیدا کند و با مخاطبان خودش هم روراست باشد. امیدوارم جیرانی بتواند اعتماد بینندگان سینما دوست را جلب کند.