<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: فرایند عرفی شدن روحانیت</title>
	<atom:link href="http://firooze.net/articles/697/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://firooze.net/articles/697</link>
	<description>نشریه الکترونیک درباره فرهنگ، ادبیات و هنر</description>
	<lastBuildDate>Sat, 02 Jun 2012 09:47:29 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	
	<item>
		<title>با: قادري</title>
		<link>http://firooze.net/articles/697#comment-188</link>
		<dc:creator>قادري</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://firooze.net/?p=697#comment-188</guid>
		<description>جناب آقاي مهجور ..نمي دانم ولي گمان مي كنم كليت فيلم متوسطي چون طلا و مس كه البته مي‌تواند دوست‌داشتني هم باشد در پي عرفي‌سازي بدان معنا كه در ميان متفلسفين و انديشمندان سياسي مطرح است، نباشد...بلكه دقيقا دنبال نمايش عشق حتي در زندگي زناشوهري روحانيت است!!! و اينكه البته از راه ابراز عشق به همسر و ماندن پاي وي و نرفتن به سمت ديگري ـ زن دوم ـ هم مي‌توان سير و سلوك داشت كه خب اين موضوعي قابل دفاع پسنديده و مهجور در سينماي دخترپسري و سياست‌زده ايران است.. و البته تم عزت نفس...در كل فيلم در تلاش براي برساختن اخلاقيات فراموش شده در ايران است كه اين روزها همين فراموشي شده عامل فروپاشي خانواده‌ها...گرچه زنان و مردان ايراني ديگر به اين معصوميت فيلم نيستند...زنان گرگي شده‌اند براي خودشان ولي هنوز در ميان قشر روحاني كثرت اين گونه زنان قابل تاييد است...زنان محجوب خانه دار كه دنبال خدمت به اولاد پيامبر باشند...به هر حال از لابه‌لاي فيلم چيزي مويد عرفي سازي كه در افواه انديشمندان مقدمه سكولاريزه كردن تلقي مي‌شود نديدم...ضمن اين‌كه نوع عشق روحاني به همسرش و پايان‌بندي فيلم را وقتي با رفتار زن با شوهر در نظر بگيريم و همه را با زندگي امروز مردم با هم تطبيق دهيم و امار طلاق و... باز هم در نهايت در كار روحاني‌سازي است نه عرفي‌سازي..بله اگر جامعه بويي از اين روابط برده بود مي‌گفتيم فيلم به مردم نزديك شده و عرفي‌سازي شكل گرفته ولي وقتي يك فيلمساز با حسرت از اخلاقيات فراموش‌شده سخن مي گويد و تنها محل بروز آن را در زندگي يك روحاني مي جويد يعني باز هم بالاتر بردن روحاني از سطح جامعه..باز هم مرجعيت‌سازي از آن‌ها..و كشيدن همان هاله تقدس دور ايشان..كه خب پسنديده چون مني هست ولي شايد پسنديده شما نباشد..البته شايد...(خوش به حال سردبير محترم!!!هِي گفت درباره طلا و مس بنويسيم ها..گمانم كامنتهاي ما اينجا و در مطلب آقاي نطنزي جاي آن مطلب ننوشته را بگيرد)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جناب آقاي مهجور ..نمي دانم ولي گمان مي كنم كليت فيلم متوسطي چون طلا و مس كه البته مي‌تواند دوست‌داشتني هم باشد در پي عرفي‌سازي بدان معنا كه در ميان متفلسفين و انديشمندان سياسي مطرح است، نباشد&#8230;بلكه دقيقا دنبال نمايش عشق حتي در زندگي زناشوهري روحانيت است!!! و اينكه البته از راه ابراز عشق به همسر و ماندن پاي وي و نرفتن به سمت ديگري ـ زن دوم ـ هم مي‌توان سير و سلوك داشت كه خب اين موضوعي قابل دفاع پسنديده و مهجور در سينماي دخترپسري و سياست‌زده ايران است.. و البته تم عزت نفس&#8230;در كل فيلم در تلاش براي برساختن اخلاقيات فراموش شده در ايران است كه اين روزها همين فراموشي شده عامل فروپاشي خانواده‌ها&#8230;گرچه زنان و مردان ايراني ديگر به اين معصوميت فيلم نيستند&#8230;زنان گرگي شده‌اند براي خودشان ولي هنوز در ميان قشر روحاني كثرت اين گونه زنان قابل تاييد است&#8230;زنان محجوب خانه دار كه دنبال خدمت به اولاد پيامبر باشند&#8230;به هر حال از لابه‌لاي فيلم چيزي مويد عرفي سازي كه در افواه انديشمندان مقدمه سكولاريزه كردن تلقي مي‌شود نديدم&#8230;ضمن اين‌كه نوع عشق روحاني به همسرش و پايان‌بندي فيلم را وقتي با رفتار زن با شوهر در نظر بگيريم و همه را با زندگي امروز مردم با هم تطبيق دهيم و امار طلاق و&#8230; باز هم در نهايت در كار روحاني‌سازي است نه عرفي‌سازي..بله اگر جامعه بويي از اين روابط برده بود مي‌گفتيم فيلم به مردم نزديك شده و عرفي‌سازي شكل گرفته ولي وقتي يك فيلمساز با حسرت از اخلاقيات فراموش‌شده سخن مي گويد و تنها محل بروز آن را در زندگي يك روحاني مي جويد يعني باز هم بالاتر بردن روحاني از سطح جامعه..باز هم مرجعيت‌سازي از آن‌ها..و كشيدن همان هاله تقدس دور ايشان..كه خب پسنديده چون مني هست ولي شايد پسنديده شما نباشد..البته شايد&#8230;(خوش به حال سردبير محترم!!!هِي گفت درباره طلا و مس بنويسيم ها..گمانم كامنتهاي ما اينجا و در مطلب آقاي نطنزي جاي آن مطلب ننوشته را بگيرد)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

