اهمیت الخاص شناسی
مروری بر زندگی و نقاشی هانیبال الخاص
مقدمه: همه ساله در چنین ایامی دوستداران و شاگردان هانیبال الخاص، نقاش برجستهٔ معاصر، برای او كه جلای وطن كرده و در ینگه دنیا سكنی گزیده، مجلس جشن و یاد و خاطره و نمایشگاه برپا میكنند تا به این وسیله از تلاش چندین سالهٔ او در عرصه هنری كشور تقدیر كرده باشند. امسال كه مصادف با هشتاد سالگی استاد بود این مراسم به شکلی مفصلتر برگزار شد. به همین مناسبت ،صاحب این قلم نیز در حد وسع خود و در این مجال به معرفی اجمالی ایشان و البته به نوعی هم به دلایل اهمیت نیاز به شناخت و مطالعه در مورد استاد هانیبال الخاص میپردازد.
به رسم رایج الخاص را به نام هانیبال، متولد ۱۳۰۹، از خانوادهای آشوری، در كرمانشاه، معرفی میكنم. وی نقاشی پرشور و فعال است كه عزلت گزینی هیچ جایگاهی در مرام و مسلك هنری او ندارد، برگزاری و شركت در بیش از ۳۰نمایشگاه گروهی و انفرادی، گالریداری (گالری گیلگمش.تأسیس ۱۳۳۹به مدت دو سال)، نقدنویسی، ترجمه اشعار حافظ و سایر بزرگان ادب ایران زمین به زبان آشوری، استادی دانشگاه و هنرستان در ایران و آمریكا واستاد راهنما بودن برای بسیاری از پایاننامههای دانشجویان رشته هنر، بهویژه نقاشی و… تعداد اندكی از فعالیتهای بیشمار این هنرمند خستگیناپذیر است.
اما چرا باید هانیبال الخاص را شناخت؟ اگر به تاریخ زندهٔ نقاشی معاصر ایران به طور خاص و هنر معاصر ایران به شكل كلیتر علاقهمند باشیم یا با نگاهی جامعهشناسانه و تحلیلی به دنبال پیدا كردن رد و ربط و شباهت میان آثار تعداد قابل توجهی از مهمترین نقاشان و هنرمندان امروز ایران باشیم یا به دنبال ریشهیابی و پیدا كردن منشأ اوجگیری نقاشی دیواری ایران، بهویژه نقاشی انقلاب و جنگ باشیم، ناگزیریم كه هانیبال الخاص را مطالعه كنیم. او را باید شناخت و این شناختهها را به عنوان تاریخ هنر ایران تحریر كرد. زیرا كه الخاص بخش مهمی از تاریخ دیروز و امروز، و به واسطهٔ شاگردان بسیارش، فردای نقاشی ایران خواهد بود. او حداقل استاد سه نسل از دانشجویان و هنرمندان رشته نقاشی ایران بوده است. شاگردانی كه شمار قابل توجهی از آنها امروز استادانی مؤثر در هنر نقاشی آكادمیك و آزاد كشورند و خود در حال تربیت شاگردانی از نسلهای آینده هستند. از نقاشان فعال در عرصه دفاع مقدس کاظم چلیپا، حسین خسروجردی و حبیب صادقی و…و از سایر شاگردانش نیلوفر قادرینژاد، مسعود سعدالدین، نصرتالله مسلمیان، احمد وكیلی، احمد مرشدلو، بهرام دبیری، رضا بانگیز، منوچهر صفرزاده، توكا نیستانی و … نامهای معتبری از خیل عظیم شاگردان مؤثر الخاص در فضای هنری و نقاشی امروز ایران هستند. و شاید همین مورد آخر گویای اهمیت و لزوم «هانیبال پژوهی» است برای آنان كه دنبال شناخت عقبههای فكری و تكنیكی هنر و نقاشی معاصر ایراناند.

(به ترتیب از بالا سمت چپ : اثر نیلوفر قادری نژاد، اثر نصرتالهح مسلمیان، اثر احمد وكیلی، ردیف دوم از سمت چپ : اثر کاظم چلیپا، اثر حبیبالله صادقی، اثر حسین خسروجردی چهار اثر پایین: اثر هانیبال الخاص)
اهمیت شناخت الخاص زمانی بیشتر میشود كه بدانیم او در سالهای ۵۰ یعنی دورانی كه اوج مقبولیت مدرنیسم، خاصه اکسپرسیونیسم و فوتوریسم در میان هنرمندان كشور بوده، علمدار نقاشی مبتنی بر سنتهای اصیل نقاشی در «تكنیك» و سنتهای ملی و مذهبی در «محتوا» میشود و با تمام تلاش سعی میكند در برابر آنچه مدرینسم وارداتی و بیپشتوانه میداند بایستد. معمولاً اینگونه بوده كه تئوریها، فسلفهها و هنرهای نوظهور در كشورهایی غیر از محل تولدشان طرفداران بیشتری ـ كه نوعاً هم به ورطه افراطیگری میغلتند ـ پیدا میکنند. چه رسد به اینكه آن هنرمندان و نظریه «خوانان» دچار نوعی سرخوردگی و خود باختگی در برابر فرهنگ به ظاهرغالب هم باشند. هنرمندان سالهای ۵۰ كه در برابر موج انتزاع و مدرینسم غرب كه هر روز قویتر میشد سر تسلیم فرود آورده بودند و با برگزاری نمایشگاه و تشكیل گروه و در آوردن مجلاتی از نوع مجله «خروس جنگی» و بعضاً با ادبیاتی تند و تمسخر آمیز در صدد نفی گذشته از طرفی و افتادن بیچون و چرا در آغوش مدرنیسم از طرف دیگر بودند. با مخالفتهای هنرمندی مواجه شده بودند كه با صراحت و گزندگی و البته طنزی كه در كلام و رفتارش داشت و البته خیل قابل توجه شاگردان مورد وثوقش، راه را بدجور برآنان سنگلاخ كرده بود. الخاص به گفته ایرج اسكندری در سخنرانی همان سالها در دانشگاه هنرهای زیبا لقب «شتر آرام» را جایگزین «پیلآرام» (از مدرنیست هایی كه خط و خطاطی در آثارشان جایگاه ویژه داشت كه فعالیتهایشان نهایتاً به شكلگیری مكتب سقاخانه منتهی شد)كرد. اوج مخالفتهای عملی الخاص با این گروه از هنرمندان را باید در اتفاقات نمایشگاه «گُنج و گستره» گروه «آبی» در سالهای ۵۰ دید. جایی كه هنرمندان مدرنیسم از الخاص به عنوان میهمان دعوت كردند تا در این نمایشگاه كه به هنر كانسپچوال می پرداخت شركت كند و وی ارائه اثر خود را به روز افتتاحیه نمایشگاه موكول كرد و در روز افتتاح در حالی كه تیپ طنز گونه و هجو آمیزی از یك هنرمند زده بود ( با كلاه شاپو و كروات گل درشت و سیگار برگ) با كمك شاگردانش از جمله مسعود سعدالدین گچ و آب و آجر را روی هم تلنبار كرد و در آخر بیلی را روی آن گذاشت و روی بیل نوشت «آخ» و در حالی كه در زیر اثر نوشته بود این اثر نثار برگزاركنندگان و هنرمندان این نمایشگاه، از بازدید كنندگاه میخواست كه «بیل» و «آخ» را با صدای بلند و پشت سرهم بخوانند تا تقدیم به هنرمندان حاضر در نمایشگا شود. این اثر كه با مخالفت هنرمندان حاضر در نمایشگاه مواجه و در نهایت برچیده شد حتی به درگیری میان الخاص و مارکو گرگوریان (از هنرمندان صاحب اثر در نمایشگاه) منجر شد و بعدها توسط مرحوم ممیز به شكل دوستانهتری در نمایشگاه بعدی الخاص جبران شد؛ نشان دهنده نوع نگاه هنرمندان مدرنیست آن زمان و كش مكش های آنان با الخاص است. استا د آیدین آغداشلو دربارهٔ این حادثه، میگوید: «اثر میتواند مكتب خود را نفی كند و مكتب می تواند نیش عظیمی از خود برویاند كه با همان، خود را بگزذ…حرمت و اهمیت، «بیل» الخاص همانقدر بود كه كار تك تك هنرمندان «گنج و گستره» و نپذیرفتن و دور افكندش اشارهای تلخ و مضطرب كننده دارد به اینكه یا مفهوم كانسپچوال آرت را درست نیافتهایم و یا به نوعی در تلقی یك جانبه و انحصار طلب از هنر رسیدهایم».به نظر میرسد مطلب بالا به اندازه كافی بر اهمیت شناخت الخاص در مبارزه عملی با تقلید كوركورانه از دستآورهای هنری غرب از طرفی و البته شناخت نوع نگاه برخی از هنرمندان مدعی مدرنیسم آن زمان، كه به قول استاد آغداشلو یا آنچه میكردند را نمیشناختند و یا به نوعی انحصار طلبی در كار خود رسیده بودند، دلالت می كند.

گوشهای از تابلوی تاریخ آبی جهان اثر هانیبال الخاص كه در ۱۵ لت نقاشی شده است
الخاص كه نقاشی فیگوراتیو است. به مخاطب و آنچه می خواهد به او بگوید اهمیت بسیار میدهد. و به همین دلیل است كه از انتزاع گریزان میشود. در طول تاریخ هنر هم هر جا كه اول این «اهمیت دادن به مخاطب» اولویت یافته و دوم، هنرمند از «ناتورالیسم» و «كپی» برابر اصل ظواهر اطرافش گریزان بوده و سو م «آرمانی» اندیشیده و «آرمانی» داشته، پای نماد و سمبول به هنر گشوده شده و انتزاع به كناری نهادی شده چه اینكه به بیان مرتضی آوینی: «انتزاع و آبستراكسیون در فرم، نقاشی را از بیان معنیدار دور كرده و به موسیقی نزدیك می گرداند». یعنی بیانی كاملاً مجرد كه القا كنندهٔ نوعی حس است نه تفكر؛ و هنرمند متعهد به «آرمان» نمیتواند تن به انتزاع و آبستراكسیون دهد. برای الخاص متعهد، معنی و البته انتقال آن به مخاطب از درجهای از اهمیت برخوردار است كه منجر به به خدمت درآوردن تكنیك برای پاسخگویی به این نیاز میشود، نه اینكه معنی را در خدمت تكنیك درآورد. الخاص بنا به آرمانهایش، تاریخچهٔ زندگیاش، اقلیت بودنش و حرفهایی كه باید میزده آگاهانه هنر فیگوراتیو و سمبولیسم را برگزیده است، تابلوهای الخاص كم و بیش آكنده از نمادها و نشانههایی از قوم آشور و مسیح، اسلام و ایران باستان و اساطیر آن است. كه هریك اشارتی است به باورهای ذهنی الخاص.
آشنایی الخاص با ادبیات و شعر و موسیقی ایران و دوستی و نزدیكی وی با برخی از بزرگان این عرصه مثل نیما و فروغ فرخزاد هم باعث شده كه بسیاری از تابلوهای او منقوش به اشعار این بزرگان شود. اگرچه گاهی به طنز نیز میگراید. مثل استفادهای كه از اشعار مولوی به شكل طنزگونه كرده است. وی حتی تابلوهای بسیاری نیز در وصف خود این بزرگان تصویر كرده كه میتواند سند تصویری جاویدی بر تاریخ معاصر ادبیات ایران باشد. البته اصل تابلوی جلال آلاحمد و نیما در همان زمانها و با حلمه گروهای كمونیستی به دانشگاه نابود شدند. در این میان شاید دوستی با جلال آلاحمد با آن طرز تفكر غرب ستیزش نقطه عطف مهمی در كارنامه الخاص باشد. اگر به آنچه تاكنون در باره الخاص گفته شد نگاهی دوباره بیندازیم تأثیر قابل توجه آلاحمد در تشویق و ترغیب الخاص در روش و منشی كه برگزیده بود مشخص می شود. از جمله توصیههای آل احمد به وی این است كه: «برو وسط جنوب شهر در تهران گالری باز كن و نمایشگاه بگذار و دست از قرتی بازیهای گالریهای شیك بردار».

الخاص از نظر فرم و تكنیك، نقاشی «سادهنگار» است . و این روش او ریشه در مردمی بودن هنر وی از طرفی و اهمیت داشتن معنا و محتوی از طرفی دیگر برای او دارد. او برای انتقال سریعتر هر آنچه در ذهن دارد به مخاطبش چه در تابلوهایش و چه در نوشتههایش و چه در تدریسش این مسئله را رعایت میكند. وی در یكی از دلایل مخالفتش با سبکهای مشكل فهم غربی میگوید:«چرا هرچه این هنر مدرن عجیبتر و غریبتر، بهتر؟ و اصلاً داشتن محتوی لازم نیست. آیا این نوع هنر باعث نمیشد كسانی كه میخواستند شناختی از هنر نقاشی و مجسمهسازی پیدا كنند فرار كنند و بگویند بابا اینها یك مشت آدمهایی هستند كه نمیخواهند ما سر از كارشان در بیاوریم. اصلاً تعبیر آخرش این میشد كه هنر نقاشی چیزی است متعلق به چند دیوانه». اهمیت به مخاطب، اهمیت به معنا و محتوی، و سادگی و دوری از ابهامزایی در بیان و فرم، در نقل قول بالا مشهود است. ترانه صادقیان از شاگردان وی در بیان رعایت سادگی الخاص در آموزش، اشاره به روش بیان و تدریس تاریخ هنر الخاص میكند: «ایها الناس هروقت تابلویی دیدید كه مضمون آن شبیه رویا بود ـ غیر واقعی، خیالی با فضای آبهام آور و عجیب ـ بدایند سبك آن سورئالیسم است. میتوانید از نقاش آن بپرسید آیا شما سورئالیست هستید و اگر تلفظ «ر» آن را به «غ» نزدیك كنید تأثیر سوال شما دو چندان خواهد شد. و اگر جز تصاویر شبه واقعی، قسمت عمدهٔ تابلو از رنگهای ریخته و پاشیده بود ـ تصادفی ـ درهم و برهم، یعنی انتزاعی، كه فرنگیاش آبستره است. میتوانید سبك آن تابلو را آبستره سورئالیسم بدانید». به همین سادگی.
این روش الخاص را اضافه كنید به پركاری او كه در ابتدای نوشته به آن اشاره رفت. تا جایی كه وی وجود استعداد را به عنوان عامل اصلی هنرمند شدن منكر میشود و میگوید: «هرآدمی دارای استعداد هنری است، زیرا مفهوم استعداد، آن لجبازی است كه فرد به آن میرسد» وی كار، كار و كار مداوم را مهمترین عامل برای نقاش هنرمند شدن میدادند و جایگاه ویژهای برای نقاشان ورای دیگر اقشار جامعه قائل نمیشود و حتی نقاشی را به كار نانوایی كه ۴صبح برای روشن كردن تنورش بیدار میشود مقایسه میكند و در جایی دیگر نقاشان ایرانی را از اینكه قیمت تابلوی خود را بیشتر از قیمت كار یك بافنده قالی تعیین كنند بر حذر میدارد.
درباب تكنیك الخاص این نیزمطلب گفتنی است كه نگاه وی به نقاشی گذشته ایران یعنی نگارگری و كاربرد آن در تابلوهایش، كه به وضوح و البته به اعتراف خودش مشهود است، نگاهی دكوراتیو و ریاكارانه نیست. او با دقت در جوهرهٔ هنر نگارگری بدون اینكه به رسم رایج امروزه نقاشان، تنها از نمادها و ظواهر نگارگریهای ایرانی در تابلوهایش استفاده كند؛ روایتگری را به عنوان نوع نگاه آن هنرمندان به موضوع، چیدمان رنگ، چیدمان همزمان عناصر خیر و شر و رنگپردازیهای ویژه این آثار، مسطح بودن و غیره را كه جزو جوهره نقاشی نگارگری ایرانی است برای خودش برمیگزیند و به تعبیر رسای آغداشلو: «او ایرانی میماند بدون اینكه به ابروان پیوسته و لحظههای بوس و كنار، رو كند». این مطلب هم از آنجا اهمیت دارد كه به خیل عظیم نقاشیهای همین چند سال اخیر نقاشان داخل كشور و حتی ایرانیان خارج نشین ، كه مملو از نمادها و سمبلهای نگارگری است دقت كنیم. انگار كه سبك جدیدی بعد از مكتب سقاخانه در حال شكل گیری در نقاشی ایران است. اهمیت تكنیك الخاص آنجاست كه به صرافت تحلیل چرایی این انتخابهای صوری و ظاهری، و بعضاً ریاكارانه یا غیرآگاهانه در نقاشی نقاشان امروز، كه یا به دنبال یافتن راحتترین راه برای فروش آثار به خریداران خارجی و داخلی هستند و یا در ایرانیزه كردن آثار خود و ملقب شدن به عنوان «نقاش ایرانی» راهی جز این نیافتهاند، بیفتیم.

(آثاری از هانیبال الخاص)
علاوه بر این تأثیر کارهای الخاص در نقاشان انقلاب و دفاع مقدس کاملاً آشکار است. الخاصی كه مربی نقاشان دفاع مقدس بوده و به گفته خودش:« موافق انقلاب اسلامی بودم و ایرانیان مقیم آمریكا مرا دوست ندارند . اغلب شاگردان من مسلمان بودند و …». الخاصی كه آشوری بوده و از اقلیت، و همسری آمریكایی دارد، در آمریكا زیسته و هنر مدرن غرب را از نزدیك تجربه كرده، از نقاشی دیواری مكزیك خصوصا «دیگو ریورا»، از «گویا» از نگارگری ایران، از ادیبان بزرگ معاصر ایران تأثیر گرفته. به نقاشی قهوه خانهای و پردههای تعزیهخوانی توجه كرده، دههٔ مهمی از تاریخ این كشور را با تمام كش و قوسهایش تجربه كرده، نقدهای بسیاری نوشته و سیر تاریخی هنر و تفكر اغلب نقاشان معاصر ایران را از نزدیك میشناسد، نقاشی كه امروزه در تحلیل آثار هرنقاشی كه قصهگویی و روایتگری، اسطورها و نمادها، فیگوراتیو و رنگگذاریهای تخت و غلیظ در تابلوهایش نقش اصلی را ایفا كند، میگویند «الخاصی» میكشد. و دلایل بسیار دیگر كه میتواند گوشهای از اهمیت «الخاص پژوهی» باشد.
سخن را با مطلبی از جلال آل احمد دربارهٔ استاد هانیبال الخاص به پایان میبرم:
«مرد پرشوری است و سخت تحرك دارد. شلوغ است. سخت محبت طلب است. به این دلیل هر محیطی را از وجود خود بدجوری پر میكند. بعد این كه سالها پیش، از آشوری بودن به آمریكا گریخته و بعد، از آمریكا به نقاشی، و اكنون از نقاشی به شعر. یعنی از خویشتن به جهان، از جهان به تصویرش. و در تصویر به اساطیر. و از این راه به شعر. و جستوجو ادامه دارد… كه دقیقتر باد و عمیقتر».
نقل قولها از:
كتاب «بی پرده با آفتاب»، هانیبال الخاص،نشر مجال، جلد اول،
كتاب «این دو حرف»، آیدین آغداشلو، نشر دید
كتاب «انفطار صورت» سید مرتضی آوینی ، نشر ساقی
كتاب «خیال شرقی» كتاب تخصصی هنرهای تجسمی، شماره چهارم
مجله «تندیس» شمارهای ۱۲۸ و ۱۷۶
برای آشنایی بیشتر با آثار استاد هانیبال الخاص به اینجا مراجعه كنید.











