فیروزه

 
 

از رندی حافظ می‌ترسم

لباس عروسی تو
رخت عزای من
سیاه – سفید
سفید – سیاه
هر دو شاه
آه می‌كشند ادامه…

از رندی حافظ می‌ترسم
 

روش‌های روایت

فرض کنید که ایده‌ای در اختیار دارید و می‌خواهید بر اساس آن داستان کوتاهی بنویسید. در این مواقع غالباً به شخصیت‌ها و اتفاقاتی که برای آن‌ها رخ می‌دهد فکر می‌کنید؛ در دفترچه‌تان چند نکتهٔ مهم را ثبت می‌کنید، اشیا و شخصیت‌ها و روابط میان آن‌ها را در ذهن مرور می‌کنید و تا حد امکان وقایع داستان را مقابل خود مجسم می‌سازید. ادامه…

روش‌های روایت
 

بذرهای یک الگوی داستانی
یا فرار به جلو

نمی‌دانم فیلم «ملک سلیمان(ع)» را دیده‌اید یا نه و یا تا چه اندازه در جریان حواشی پیرامون آن و حجم بالای حمایت رسانه ای از آن در سطح تلویزیون و مطبوعات و اینترنت هستید. بخش اعظم این حمایت‌ها رنگ و بوی سیاسی دارند و با تأکید بر مفهوم «فتنه» که یکی از مضامین اثر و جریانات یک سال اخیر است، شکل گرفته‌اند. ادامه…

بذرهای یک الگوی داستانی یا فرار به جلو
 

این تهیه ‌کننده‌های لعنتی

تهیه‌ کننده‌ها. این تهیه‌کننده‌های لعنتی سمج. فیلم را می‌شود در همین چند کلمه خلاصه کرد. می‌توانیم خیلی راحت بگوییم این فیلم در مورد ظهور یک تهیه کنندهٔ هالیوودی است که برای به دست آوردن آنچه می‌خواهد هر کاری می‌کند. هر کسی را که بخواهد به زانو در می‌آورد تا برایش کار کند هر چیزی را که بخواهد می‌آورد تا در فیلمش استفاده شود و از هر جایی می‌رود تا به هدفش برسد. ادامه…

این تهیه ‌کننده‌های لعنتی
 

باد پاییزی

باد پاییزی می‌وزید
کاج
با سوزن برگ‌هایش
پیراهن می‌دوخت
  ادامه…

باد پاییزی
 

یک راه حل برای چند مسئله

کیارستمی اساساً فیلمسازی فرم‌گرا است و با استفاده از تمهید‌های فرمال به داستان‌های سادهٔ خود سر و شکلی متفاوت و خاص می‌بخشد. این فرم گاهی اوقات مانند «طعم گیلاس» شکلی «روایی» دارد و گاهی اوقات هم مانند «خانه‌ٔ دوست کجاست؟» شکلی «بیانی». ادامه…

یک راه حل برای چند مسئله
 

اشک ریختن راه نجات ماست

كوری روایتی است از اخلاق و سپهر اخلاقی انسان مدرن. در این كتاب با صورتی از انسان متمدن امروز رویاروییم. دراین داستان شخصیت‌ها نامی ندارند و در بی‌نامی بیرنگ خود بر همه كس و هیچ‌كس منطبق می‌شوند. ساراماگو در اپیگراف كتاب جمله‌ای از خود آورده، اما آن را به كتاب مواعظ نسبت داده است. با چنین ترفندی می‌خواهد بگوید قصهٔ انسان مدرن، داستان نیاز به موعظه است. ادامه…

اشک ریختن راه نجات ماست
 

در ستایش ژوکر

ذوق‌زدگی دیوانه‌وار برای فیلمی که هنوز به سنگ محک تاریخ نخورده و تنها دو سه ماه از اکرانش گذشته همان‌قدر سست و بی‌اساس است که راندنش به چوب سطحی و کم‌معنا بودن. برج‌ عاج‌نشینانی که کمترین واکنششان از شنیدن نام هالیوود اَخْ و پیف کردن است و بازی Inception با ایدهٔ خواب‌بینی را تهی از سیالیت و ابهام رازآلودهٔ آثار «آلن رنه» و «کریس مارکر» و «آندری تارکوفسکی» و حتی «دیوید لینچ» می‌دانند ادامه…

در ستایش ژوکر
موقعیت

موقعیت

داستان همیشه بیانگر یک موقعیت است. موقعیت یعنی توصیفاتی که مکان و زمان رویدادهای داستان را به خواننده معرفی کند. در اینجا پرسشی مطرح می‌شود؛ چه مقدار از حجم داستان و چه تعداد از کلمات آن باید برای ترسیم موقعیت صرف شود؟ در تئاتر کلاسیک فرانسه قاعده این بود که اگر یک صندلی در صحنه قرار داشت حتماً باید یک نفر روی آن می‌نشست. ادامه…

 

آواز در باران

یکی از کلاسیک‌های بزرگ در گونهٔ موزیکال و یکی از به یادماندنی‌ترین فیلم‌هایی است که تا به حال ساخته شده است. به سنت فیلم‌های موزیکال این فیلم هم داستان پیچیده یا روایت خاصی ندارد بلکه داستان بسیار تکراری و سرراست است. دان لاک وود (جین کلی) و لینا لامونت (جین هگین) دو ستارهٔ بزرگ فیلم‌های صامت هستند. ادامه…

آواز در باران