فیروزه

 
 

بانوی خوب شهر

نوشتن قصه یا رمانی که مسائل دینی را درون‌مایهٔ خود بسازد، دست کمی ندارد از پابرهنه راه رفتن بر انبوهی از خرده‌ شیشه‌های شکسته. با این توضیح که کار بسیار دشواری است که نویسندگانی که خارج از اردوگاه موسوم به ادبیات انقلاب زندگی می‌کنند چشم بر نگاه‌ اهل فنِ خارج از این اردوگاهِ نه چندان بزرگ ببندند و بی‌پروا برچسب «قهرمان» را به شخصیت‌هایی بچسباند که دغدغه‌شان زندگی بر مبنای ارزش‌های دینی و ادامه…

بانوی خوب شهر
 

تنوع توجیهات اخلاقی

«جدایی نادر از سیمین» همچون دیگر آثار اصغر فرهادی، بد دیده می‌شود، بد فهمیده می‌شود و بد نقد می‌شود. سیاسی دیدن و سیاسی کردن در فضای ملتهب و آشفتهٔ این روزهای جامعه از یک سو، طبقاتی کردن و طبقاتی دیدن و سخن گفتن از طبقهٔ متوسط و مرفه و ضعیف و چرخاندن محور پیام فیلم و فیلمنامه بر گرد آن از سوی دیگر و از همه مهم‌تر ناآشنایی و بی‌خبری و بی‌اطلاعی تماشگر و منتقد از ادامه…

تنوع توجیهات اخلاقی
 

ماجراهای آقای ده‌نمکی

با اکران آخرین قسمت اخراجی‌ها در سینماهای کشور دوباره نام مسعود ده‌نمکی و سینمایش بر سر زبان‌ها افتاد. مضافاً بر این‌که این‌بار نیز چون دفعات گذشته اکران فیلم با حواشی‌های متعددی همراه بود. همزمانی اکران آن با فیلم پرافتخار «جدایی نادر از سیمین» و تحریم آن از جانب طیفی از طرفداران این فیلم، ارجاعات آشکار آن به وقایع پس از انتخابات ۸۸، توزیع کپی‌های پرده‌ای آن در بازار و ادامه…

ماجراهای آقای ده‌نمکی
 

از آنچه کرده‌ای، پوزش مخواه  !

اینها خاطرات توست ،
همه دیدنی است؛
ملال  نیمروزی در چُرت گربه
تاج خروس
عطر مریمی
قهوهٔ مادر
  ادامه…

از آنچه کرده‌ای، پوزش مخواه  !
 

آیینه‌دار رفیق اعلی

دیدگاه‌های کلی در باب هنر را به دو صورت می‌توان پرداخت. نخست آن‌که با مراجعه به آنچه هنرمندان می‌آفرینند، دریافتی کلی از هنر پیدا کنیم و پس از آن مانند هر انتزاعی مفهوم کلی هنر را از نمونه‌های جزئی انتزاع کنیم. چنین دریافتی را از آنجا که از نمونه‌های جزئی حاصل شده، می‌توان دریافتی بسیار منطبق بر نمونه‌های جزئی دانست. ادامه…

آیینه‌دار رفیق اعلی
 

چرا گناه می‌کنیم؟

کارمونا که با ترس و لرز از پله های کلیسا بالا رفته تا کشیش را ببیند، به نور سفیدی که از پنجره وارد کلیسا شده چشم دوخته که در همان لحظه با کشیش مواجه می‌شود. او قادر به سخن گفتن نیست. کشیش با تبسم به کارمونا نگاه می‌کند. کارمونا با اضطراب و نگرانی و در حالی که کلامش قطع و و صل می‌شود از کشیش می‌پرسد: « چرا گناه می کنیم؟» ادامه…

چرا گناه می‌کنیم؟
 

پیش گویی

سال‌هاست، شاید قریب به چهل سال بشود که از کوچه حائری گذر نکرده‌ام .می‌دانم او هنوز آنجاست. نمی‌توانم قرص و محکم بگویم که آنجا ایستاده ولی چیزی به من حکم می‌کند که بگویم او هنوز منتظرست! شاید نباشد، شاید از آنجا رفته باشد، یعنی امیدوارم که رفته باشد؛ من برای نجاتش خیلی دعا کردم. سال‌ها پیش از این، قریب به چهل سال، شاید هم بیشتر، پادوی حمام کوشک بودم. ادامه…

پیش گویی
شرح اباطیل

شرح اباطیل

۲۰ فروردین | محمد مجتبی احمدی

با بسی قال و بسی قیل در آمد از کار
غزلم یخ زد و قندیل در آمد از کار
پیش از این، شعر من این‌گونه که آشفته نبود
این یکی شرح اباطیل در آمد از کار ادامه…

 

همنشینی مرگ و بانو

روستازادهٔ فلسفه‌خوانده‌ای که بعد از یک عمر خواندن و نقدنویسی ادبی در مطبوعات به‌یک‌باره و در میان‌سالی آثارش را منتشر می‌کند، آن‌قدر ایده و خاطره و تجربهٔ زیستی دارد که خیلی از آن‌ها در رمان‌هایش نگنجد. البته خود سلیمانی هم هیچ ابایی ندارد در بعضی قصه‌های این مجموعه همچون «من، باقلای فریزیری و همسایه‌هایم» و «من، نجدی، بلقیس سلیمانی» مستقیماً به این مسئله اشاره کند. ادامه…

همنشینی مرگ و بانو
 

بله آقای کاهانی! این، ماییم

چندی پیش که نسخهٔ DVD فیلم سینمایی «هیچ» ساختهٔ عبدالرضا کاهانی در دسترسم قرار گرفت، به تماشای آن نشستم و از آن همه شلوغی به دقت طراحی‌شده و بازیگردانی عالی گروه بازیگرانش لذت وافر بردم. اینکه یک کارگردان جوان، این اندازه با انرژی و وسواس دنیایش را خلق کند و در خلاقیتی جاه‌طلبانه بر همه چیز نظارت کند، غبطه‌برانگیز بود اگر مانند نگارنده شاهد تنبلی و بی‌حوصلگی نسل جوان فعلی در عمدهٔ کارهایش باشید. ادامه…

بله آقای کاهانی! این، ماییم