فیروزه

 
 

تأملاتی در باب داستان کوتاه

مفاهیمی که می‌توانند به خوبی در ۲۰۰ یا ۵۰۰ یا حتی هزار کلمه گنجانده شوند، اگر بخواهیم آن‌ها را با اصرار در یک رمان بیان کنیم، می‌توانند به چیزهای زشت و زننده‌ای تبدیل شوند. در این مواقع ممکن است یک ایدۀ داستانی کم‌حجم ولی پرمحتوا، به عنوان داستان فرعی در رمان ناپدید شود. ادامه…

تأملاتی در باب داستان کوتاه
 

داستان را شخصیت‌ها می‌سازند،
نه ایده‌ها

زیرخاکی را به یک دلیل باید خواند، اما به چند دلیل نباید از آن انتظار مواجهه با یک اثر موفق را داشت. استفادهٔ متفاوت قیصری از ظرفیت داستانی جنگ و خلق موقعیت‌هایی تازه از آن مهم‌ترین ویژگی مثبت این اثر‌ به حساب می‌آید. او در این مجموعه یک‌بار ما را به خانهٔ زنی می‌برد که از جراحت جنگی شوهرش کلافه است ادامه…

داستان را شخصیت‌ها می‌سازند، نه ایده‌ها
 

ملاصدرا، هنر و زیبایی

در بررسی نگرش یک فیلسوف به مقوله‌ای مانند هنر، شاید ضروری باشد پیش از پرداختن به هر موضوعی، نخست به کلیت نگاه فلسفیِ او بپردازیم؛ چرا که با بررسی نظام فلسفی هر فیلسوفی به خوبی می‌توانیم جایگاه هنر و مباحث زیبایی‌شناسی را در جغرافیای اندیشه او مشخص کنیم ادامه…

ملاصدرا، هنر و زیبایی
 

تأملاتی در باب داستان کوتاه

باور رایج در این روزها این است که داستان‌های کوتاه فروشی ندارند و حتی ناشران هم آن‌ها را نمی‌خرند، اگر بخواهید در مسیر نوشتن فعال باشید، باید پارو زدن در قسمت ساحلی و کم عمق را متوقف کنید و سوار کشتی رمان شوید. اما چرا هنوز هم نویسندگان دوست دارند داستان کوتاه بنویسند؟ ادامه…

تأملاتی در باب داستان کوتاه
 

وضعیت هفتم: قربانی خشونت یا بدبختی

وضعیت‌های نمایشی، داستان جدال آدم‌ها با شرایط است؛ شرایطی که طبیعت ایجاد کرده یا دیگر آدم‌ها به خاطر منافع خودشان ایجاد می‌کنند. در وضعیت پیشین، بلایی بر سر یک آدم یا گروهی از آدمیان فرود می‌آمد و واکنش آن شخصیت یا شخصیت‌ها در برابر آن بلا و مصیبت، نمایشی می‌شد؛ اما گاهی باید بدبین‌تر و تلخ‌تر بود و قهرمان را در وضعیت نابودکننده‌تری قرار داد ادامه…

وضعیت هفتم: قربانی خشونت یا بدبختی
 

شبیه پنجره‌ای در غروب آدینه

درون قاب
صدای باد به اعصاب کوچه می‌پیچد
در آن نگاه شکرخند
چه زهر تعبیه کردی؟
که در دقایق بدرود
هوا گزنده‌تر از تیک‌تاک ساعت‌هاست.
  ادامه…

شبیه پنجره‌ای در غروب آدینه
 

ای جوانان کار بد نکنید!

حکایت ساختن فیلم سفارشی در سینمای ایران به قول حکیم ابوالقاسم فردوسی یکی داستان است پُر آب چشم. شاید اگر «ستاد مبارزه با مواد مخدر» یکی از سرمایه‌گذران «قصهٔ پریا» نبود با فیلم بهتری روبه‌رو بودیم. اما این فیلم فریدون جیرانی نیز به سیاق بیشتر فیلم‌های سینمای ایران که سرمایه‌گذار دولتی دارند و می‌خواهند «پیام» سرمایه‌گذار را منتقل کنند ادامه…

ای جوانان کار بد نکنید!
 

سرگردان میان استعاره و واقعیت

بیایید خودمان را برای لحظاتی جای سامان سالور و مشاورش پرویز پرستویی بگذاریم. ایده‌ای جذاب به دست آورده‌اید که اگر درست پرداخت شود اتفاقی خوب در سینمای دفاع مقدس محسوب می‌شود. ماجرای به هوش آمدن سرداری که بیش از بیست سال در کما بوده و حالا دوستان و تنها دخترش باید همه چیز را به عقب و زمان مجروحیت سردار برگردانند تا او دچار شوک ناگهانی نشود. ادامه…

سرگردان میان استعاره و واقعیت
 

توصیف یا دیالوگ؟

کاربرد دیالوگ این است که خواننده را به دنیای شخصیت‌ها وارد کند نه این که بخواهیم با استفاده از آن‌ها، همه حرف‌های داستان را در قالب جملات مستقیم ارائه دهیم. بعضی از نویسنده‌ها صحبت‌های شخصیت اصلی قصه را به دیالوگ یا مونولوگ‌های اول شخص تبدیل می‌کنند و داستانی با صدای واحد ارائه می‌دهند ادامه…

توصیف یا دیالوگ؟
 

یک شب تابستانی

این حقیقت که هنری آرمسترانگ زیر خروارها خاک خوابیده،چیزی نبود که بتواند اثبات کند او واقعاً مرده است.کلاً آدمی بود که به راحتی زیر بار نمی رفت. اما او واقعاً زیر خاک مدفون بود و همۀ حواسش گواه بر این مطلب بود و باید می پذیرفت. ادامه…

یک شب تابستانی