فیروزه

 
 

صدای درون

این رفتار غریزی نویسندگان تازه‌کار که از زندگی عادی خودشان جدا می‌شوند تا تمرکزی به دست بیاورند و صدای درونشان را بشنوند، برایم قابل درک است. اما این روش غالباً ناموفق است، چرا که نویسندگان نمی‌فهمند که دلیل این‌که نمی‌توانند صدای خودشان را بشنوند، چیست. چرا که آن‌ها هنوز یاد نگرفته‌اند که چگونه باید خودشان را از محیط اطراف جدا کنند و به صدای درونشان گوش دهند. ادامه…

صدای درون
 

تلاشِ هدر رفته

این که «یه حبه قند» مضمونی شبیه «مسافران» دارد، این که باز فیلم دیگری «ریچل ازدواج می‌کند» ساختهٔ جاناتان دمی را به یادمان می‌آورد، یا این که ملغمه‌ای است از ساخته‌های داریوش مهرجویی، با نماهای بی‌شماری از غذاها، میوه‌ها، سفره‌ها، سنت‌ها و نیز نمایشِ زندگی یک خانواده‌ی اصیل و پرجمعیت ایرانی، ادامه…

تلاشِ هدر رفته
 

سیاه مشق استاد

شاید اگر داوود غفارزادگان در مقدمه مجموعهٔ اخیرش، «ایستادن زیر دکل برق فشار قوی» نگفته بود: «داستان‌های این مجموعه هم چینین است، تجربه‌هایی از تاریک‌پیمایی در طول سال‌ها که از سر اتفاق در کنار هم قرار گرفته…»، راحت‌تر از کنارش می‌گذشتم و چیزی نمی‌گفتم ولی مگر آیا به صرف این که چیزی نوشته‌ایم و تعلق خاطری به آن داریم، حق داریم آن را چاپ کنیم و بعد نام مجموعه داستان بر آن بگذاریم؟ ادامه…

سیاه مشق استاد
 

ملاصدرا هنر و زیبایی

برخلاف ابن‌سینا که قوه خیال را مادی می‌داند و معتقد است قوهٔ خیال تنها مُدرِک صورت‌های جزئی است و از طریق حواس پنجگانه کار می‌کند، ملاصدرا قوهٔ خیال را جایگاهی می‌داند که صورت‌های ذخیره‌شده در آن، علاوه براینکه از مراتب عقل و حس برگرفته شده‌اند، صورت‌های برساختهٔ نفس را نیز دربر می‌گیرند. ادامه…

ملاصدرا هنر و زیبایی
 

معصومیت از دست‌رفته

زندگی نیمه‌روشن و پررمز و راز جاسوس‌ها و مأموران امنیتی، در طول تاریخ سینما محمل مناسبی برای قصه‌پردازی بوده است و آثاری با این درون‌مایه از اولین فیلم‌های مجموعهٔ جیمز باند گرفته تا سه‌گانهٔ بورن و این اواخر Spy Game و Salt و Kick Ass جایگاه ویژه‌ای میان سینما دوستان یافته‌اند. ادامه…

معصومیت از دست‌رفته

سایه

۱۷ مهر | مهدی سلطانی

از نظر من کسی که برای حرف ‌زدن دربارهٔ چیزهایی که همه می‌دانند سمینار می‌گذارد و چهل دلار ورودی طلب می‌کند یک شارلاتان است. لازم نیست دلیل بیاورم. همین که او دوباره و دوباره یک حرف را تکرار می‌کند بهترین دلیل ‌است. من هم آدمی نیستم که دوبار یک چیز را از کسی بخواهم. ادامه…

 

ادبیات انگلیسی
چگونه مرا شکل داده است؟

شهر بندری مانگلور؛ جایی که تا حدود ۱۶ سالگی آنجا زندگی کردم حالا دیگر یک شهر در حال توسعه است پر از بازارها و مراکز خرید و فروش تلفن، ولی در دههٔ ۸۰ آنجا تنها شهری حومه‌ای بود در کشوری سوسیالیستی. کتاب‌ها آن زمان گران بودند و تنها تعداد کمی از ما می‌توانستیم کتاب بخریم. ادامه…

ادبیات انگلیسی چگونه مرا شکل داده است؟
تنها دربارهٔ هندی نوشته‌ام که آن را می‌شناسم

تنها دربارهٔ هندی نوشته‌ام که آن را می‌شناسم

۱۵ مهر | ترجمه: علی‌رضا شاه‌محمدی

این کتاب یک رمان است، یک داستان. هیچ کدام از اتفاقات این کتاب واقعاً اتفاق نیفتاده‌اند و هیچ یک از شخصیت‌های آن واقعی نیستند. با این حال شالودهٔ این رمان ریشه در واقعیت‌های هند دارد. ادامه…

 

میان این‌همه مترسک

می‌آمدی
و من به سمت تو می‌رفت
و من تو می‌شد
می‌شد
  ادامه…

میان این‌همه مترسک
 

نگرش داستانی

برای کسی که عادت کرده بنشیند و نوشته‌ای بیشتر از یک ایمیل بنویسد، شنیدن این مطلب عجیب نخواهد بود که بگوییم: نوشتن به انسجام روانی زیادی نیازمند است. گام‌های پرشتاب و فرهنگ رسانه محور ما تلاش برای انسجام روانی و دریافت نگرش عمیق به زندگی را برای ما سخت‌تر و سخت‌تر ساخته است. ادامه…

نگرش داستانی