فیروزه

 

فرم غایتمند

نکته قابل توجه این‌جاست که در میان تعاریفی که بر عاملیت لذت زیباشناختی تاکید دارند، احتساب یک صورت متحدالشکل حتی برای اولین نمونه‌های مواجهه تجربی هم کفایت نمی‌کنند، چه رسد که بخواهند مفصل‌بندی یک نوع تجربه لذت‌بخشِ «معنادار» [و در ادامه، تولید یک نظریه در این‌باره] را بر عهده بگیرند. ادامه…

 

در راه‌ماندگان

«انقلاب امری خلاف عادت است… هر چند خود انقلابِ اسلامی بعد از هدم عادات گذشته عادات و ملکات تازه‌ای را به هم‌راه بیاورد، اما با تزریق این عادات در قالبِ ظاهری رمان و داستان‌سرایی با تقلید از فرم رمان، ادبیاتی داستانی متناسب و هم‌شأن انقلاب به‌وجود نخواهد آمد.» ادامه…

در راه‌ماندگان

فرم در هنر و زیبایی‌شناسی

۲۶ مهر | مهدی بهرامی

«فرم‏» یکی از اصطلاحات کلیدی است که‏ استفاده از آن در مباحث هنری بسیار رایج است، به گونه‏ای که می‏توان‏ آن را یکی از مهم‏ترین مفاهیم پایه‏ای هنر در نظر گرفت. با شنیدن یا مشاهده فرم، از این واژه یک مفهوم محسوس مشترک بین عموم‏ استنباط می‏شود. اما ارائه تعریفِ دقیق و تحلیلی آن با بیانی صریح دشوار است. ادامه…

 

یک قدم مانده تا عذاب

قسم خوردیم به امام زاده عبدالله که تا زنده‌ایم به کسی چیزی نگوییم. عادت داشتیم، هروقت می‌خواستیم کار مهمی انجام بدهیم هم قسم می‌شدیم. دوم راهنمایی که بودیم، وقتی چند بار دعوایمان شد و باز آشتی کردیم. روی کاغذی قوانین دوستیم‌مان را نوشتیم. ادامه…

یک قدم مانده تا عذاب
 

مرگ نویسنده

آیا سارا عرفانی نویسنده است؟ پاسخ این سوال به ظاهر ساده را می‌توان از حد فاصل سارا عرفانی و آثار مکتوبش بیرون کشید. حد فاصلی که چون یک اتاقک سرتاسر سفید، حاوی زیست جهان ذهنی نویسنده و زیست جهان عینی و اجتماعی اوست، تا در یک فرآیند هنری دغدغه‌مند به خلق داستان‌هایی مشغول شود، مگر گره‌های ذهنی او را در مقام نویسنده به گره‌های اجتماع پیوند بزند. ادامه…

مرگ نویسنده
نویسنده‌ای که خودش را پنهان نمی‌کند

نویسنده‌ای که خودش را پنهان نمی‌کند

نوشتن دربارهٔ کتابی که یک دوست نوشته است، حتی اگر عنوانش را نقد هم نگذاریم باز هم برایم سخت است. «تن‌ها» را یک بار پیش از چاپ و حتی بخش‌هایی از آن را در حین نوشته شدن خوانده بودم. اما برای نوشتن این یادداشت دوباره آن را گرفتم تا برای بار سوم در این سه سال بخوانم. ادامه…

اسپاس، چندسال بعد

اسپاس، چندسال بعد

روستای اسپاس در ۵۰کیلومتری شهرستان اقلید در استان فارس جایی است که اتفاقات سه فصل مهم رمان «تن‌ها» یعنی بابابزرگ، گوسفندها و از همه مهم‌تر فصل پایانی رمان یعنی قبر در آن روی می‌دهد. در ادامه بخش‌هایی از رمان را که در این روستا رخ داده، هم‌راه با عکس‌های اختصاصی فیروزه از این محل می‌بینید. عکاس این تصاویر یکی از جوان‌های خوش‌ذوق روستا و دانشجوی گرافیک، آقای محمدجعفر یونسی است. ادامه…

«تن‌ها»یی در آینهٔ نشانه‌ها

«تن‌ها»یی در آینهٔ نشانه‌ها

پیرس انواع نشانه‌ها را به سه دستهٔ عمدهٔ شمایلی، نمایه‌ای و نمادین تقسیم می‌کند. او نشانهٔ شمایلی یا تصویری را نشانه‌ای می‌داند که میان صورت و معنایش شباهت صوری وجود دارد و آثاری هم‌چون نقاشی، کاریکاتور و عکس را در این دسته برمی‌شمارد. پیرس دستهٔ دوم نشانه‌ها را نشانه‌های نمایه‌ای یا طبعی می‌نامد و در توضیح‌شان می‌گوید که این گروه از نشانه‌ها با انتقال خودبه‌خودی وضعیت درونی و عواطف فرستندهٔ پیام، واجد رابطه‌ای طبیعی میان صورت و معنای‌شان می‌گردند. ادامه…

تنها شدن با او

تنها شدن با او

از منظر جهان این کتاب، انسان‌ها را می‌توان بر اساس «غایت قصوی» خود تقسیم کرد. «غایت قصوی» شاه‌کلید نظریهٔ ایمان «پول تیلیخ» فیلسوف آلمانی-آمریکایی و از شناخته‌شده‌ترین ابداعات اوست. تیلیخ معتقد است انسان‌ها برای خود «خدا» های شخصی دارند که می‌تواند تمرکز وجودی آن‌ها را بر این خدایان تصور کرد. از نگاه او غایت قصوی ما آن چیزی است که به هستی یا نیستی ما تعیین می‌بخشد ادامه…

خدایا روشنش کن

خدایا روشنش کن

تنهایی فضایی است که ما را محاصره کرده، به آن فکر می‌کنیم و در آن زندگی. سردرگمی از جایی آغاز می‌شود که درمی‌مانیم از دانستن نقطه‌مقابل حقیقی تنهایی برای پناه بردن و خلاص شدن از آوار و آرواره‌های گاه بی‌رحمش. رمان «تن‌ها» به نظرم پاسخی شایسته و نه جاه‌طلبانه برای این سوال ازلی می‌یابد و در کمال سادگی و بی‌ادعایی مرزهایی جدید برای فهم تجربهٔ زیستهٔ ما می‌گشاید. ادامه…