فیروزه

 
 

ماشین می‌ایستد (۲)

وشتی لحظه‌ای احساس تنهایی کرد. بعد اتاق را روشن کرد، منظره اتاقش در پرتو کمرنگی از نور غرق شد و دکمه‌های الکتریکی مختلف در جای‌جای اتاق، مثل گوهر در پرتو نور درخشیدند و او را زنده کردند. دکمه‌ها و کلیدها همه‌جا بودند، دکمه‌هایی برای درخواست غذا، موسیقی، لباس، و حمام داغ که با فشار آن، وانی شیشه‌ای از کف اتاق بیرون می‌آمد و تا لبه‌اش با مایعی گرم و ضدعفونی کننده پر می‌شد. ادامه…

ماشین می‌ایستد (۲)

نبوغ و نوآوری

در ارایه موضوعات برآمده از افکار یا حالات عاطفی انسان، مشخصا از جهت ارتباط با خلاقیت و ابداعِ عناصر تازه، آثار هنری به نحو آشکاری «ویژه» هستند. این تشخص ویژه هنر از کجا آمده است؟ آیا هنرمندان موفق، طبقه منحصر به فردی از اهالی یک جامعه را تشکیل می‌دهند؟ ادامه…

 

ماشین می‌ایستد

اتاقی کوچک را تصور کنید به شکل شش ضلعی، مانند خانه یک زنبور، نه نوری از پنجره داخل آن می‌شود و نه چراغی روشن است. اما پرتو ضعیفی از نور همه جا را پر کرده است. هیچ روزنه‌ای به بیرون یا سیستم تهویه‌ای وجود ندارد، چون هوا تازه است. ادامه…

ماشین می‌ایستد
 

تقدیم به وودی آلن با عشق یا نفرت

تقدیم به رم با عشق، فیلم بدی است. یک فیلم هالیوودی بی سر و ته. بد بودنش را از اسم و موسیقی تیتراژ اول فیلم می‌شود فهمید. انگار اول فیلم نوشته باشند شما را دعوت می‌کنیم به تماشای یک فیلم سفارشی بد. فیلم با دم دستی‌ترین ایده شروع می‌شود. گرفتن نما از در و دیوارهای رم. ادامه…

تقدیم به وودی آلن با عشق یا نفرت
 

قمر آل عبا

پوشید زره را و مهیای سفر بود
میرفت ولی از همه دلسوخته‌تر بود
خورشید که در بدرقه‌اش دست تکان داد
از مشتریان پروپا قرص قمر بود
  ادامه…

قمر آل عبا

دفاعی از علاقهٔ زیباشناختی به هنر

به یاد بیاوریم که از نظر «بردزلی»، در یک اثر هنری موفق -اگر از نوع ادبیات باشد- عناصر فرمی عبارت از چینش کلمات، به انضمام معانی آن‌ها خواهند بود. وجوه معنایی کلمات و جملات -که نه فقط ارجاع و احساس، بلکه تخیل و استعاره و تشبیه و زاویه دید را هم در بر می‌گیرند- ادامه…