فیروزه

 
 

ماهی قهوه‌ای

می‌توانستم دست کنم توی جیب کتم، چند اسکناس تا نشده بگذارم کف دست پیرمرد. شاید راست می‌گفت، شاید واقعا توی این شهر هیچ‌کس را نداشت. برای چندمین بار لباس‌هایش را می‌آورم توی ذهنم. آن‌قدر هم کهنه نبودند. ادامه…

ماهی قهوه‌ای
 

«سه کاهن» در بوته نقد

اگر کتاب‌های داخلی را که درباره پیامبر یا بزرگان دین نوشته شده است با کتاب‌های مستشرقین یا برخی از متدینین خارجی مثل مارتین لینگز مقایسه شود خواهیم دید در کتاب‌های خودمان اعتقاد دیده می‌شود ولی عشق نیست برعکس کتاب‌های مستشرقین. ادامه…

«سه کاهن» در بوته نقد
 

ماشین می‌ایستد (۳)

خیلی آسان بود. ماشین نزدیک شد و وشتی دید مبل‌های راحتی ماشین دقیقا مثل مال خودش بودند. وقتی علامت داد، ماشین متوقف شد و وشتی از سکوی حرکت کشتی پیاده شد. یک مسافر دیگر هم آن‌جا بود، اولین موجود زنده‌ای که وشتی پس از ماه‌ها چهره به چهره و از نزدیک می‌دید. ادامه…

ماشین می‌ایستد (۳)
 

نقدی بر «فارسی شکر است» جمال‌زاده

منادی داستان کوتاه به عنوان یک ژانر در ایران محمدعلی جمال‌زاده است. کارهایی هم قبل از او صورت گرفته مثلا دهخدا مطالب کوتاهی تحت عنوان «چرند و پرند» در روزنامه صوراسرافیل منتشر می‌کرد که کم و بیش به ساختار داستان کوتاه شباهت داشت و زمینه‌ساز پیدایش این ژانر شد. ادامه…

نقدی بر «فارسی شکر است» جمال‌زاده
 

چراغ‌های روشن بلوار

پُل نیومن و رابرت ردفورد که انگار بوچ کسیدی و ساندنس کید بیشتر از هر اسم دیگری توی دنیا بهشان می‌آمد، بی‌خیالِ آن همه سواره‌نظام بولیویایی‌ای که اسلحه به‌ دست بیرونِ خانه آمادهٔ آب‌کش‌ کردن‌شان بودند، نگاهی به هم انداختند ادامه…

چراغ‌های روشن بلوار
 

در قندان

حالا هم شخصیت‌های مثبت داریم هم شخصیت‌های منفی. همیشه برای به حرکت در آوردن شخصیت‌ها نیاز به یک ماجرا هست. برای خلق ماجرا پیشنهادهای مختلفی وجود دارد. یکی از آن پیشنهادها قرار دادن شخصیت‌ها در وضعیت رقابت است، ادامه…

در قندان
 

یک روایت معتبر
درباره سه گزارش کوتاه

آدم‌ها صداهای متفاوتی دارند، گاهی در خیابان که قدم می‌زنیم با شنیدن صدایی آشنا رو برمی‌گردانیم، دوستی را می‌بینیم که سال‌ها است دور از هم افتاده‌ایم یا آشنایی که دیروز چند ساعتی را با هم گذرانده‌ایم. راه شناخت آدم‌ها در جایی که دیده نمی‌شوند صدای‌شان است، صدایی که منحصر به فردشان می‌کند. ادامه…

یک روایت معتبر درباره سه گزارش کوتاه
 

اگزیستانسیالیسم در قارهٔ هفتم

وانهادگی انسان در این جهان به خوبی در فیلم دیده می‌شود. اعضای خانواده با دیگران ارتباطی ندارند و ارتباط‌شان با خود نیز به کلماتی چند و کارهایی جزیی و روزمره محدود می‌شود. در جهانی که آن‌ها زندگی می‌کنند، همه کارها ماشینی شده. به عنوان مثال حضور اولیه خانواده در ماشین‌شان و تکرار این صحنه در طول فیلم و در صحنه‌ای دیگر ادامه…

اگزیستانسیالیسم در قارهٔ هفتم