فیروزه

 
دوره جدید | شماره چهارم | ۱۹ اسفند ۱۳۸۸
مشتاقی و مهجوری

مشتاقی و مهجوری

نحوهٔ مواجههٔ مخاطبان با فیلم‌های سینمایی در هر دوره‌ای تابع جو حاکم بر جامعه و شرایط اجتماعی و سیاسی روز است؛ ممکن است سینماروهای هر اقلیمی در یک دوره‌ اجتماعی به برداشتی مشخص از یک فیلم واحد برسند و در دوره‌ای دیگر برداشت متفاوتی از همان فیلم را تجربه می‌کنند. به رنگ ارغوان فیلمی است که می‌تواند از دو منظر متفاوت مورد بررسی قرار بگیرد: فیلمی عاشقانه که در بستری سیاسی داستان خود را تعریف می‌کند و یا فیلمی سیاسی که از بستری عاشقانه برای پیشبرد اهداف خود بهره می‌برد. ادامه…


موز و لیمو

موز و لیمو

وقتی از قبرستان راه افتادیم طرف دِهِ‌مان ـ قطرانی ـ هوا نرم‌نرم داشت تاریک می‌شد. اما نه آن‌قدر تاریک که نشود شمایل مبهم خُلود ـ که جلوی ماشین‌ها ایستاده بود و به هیچ‌کدامشان راه نمی‌داد ـ را ندید. انگار خوشش می‌آمد صدای بوق ماشین‌ها را بشنود. تنها صدایی که به سکوت آن غروب خَش می‌انداخت، پِت‌پِت خفهٔ اگزوز و بوق ممتد ماشین‌هایی که می‌خواستند جادهٔ قبرستان را بیایند پایین. از صدای شیونِ ساعتی پیش زن‌ها خبری نبود. مثل بچه‌محصل‌هایی که هنوز باورشان نشده باشد امتحانات ثلث سوم‌شان تمام شده‌، هر چند قدم که راه می‌رفتند، لحظه‌ای می‌ایستادند و به پشت سرشان نگاه می‌کردند. انگار می‌خواستند مطمئن شوند که دیگر اَحلام نمی‌تواند از زیر آن همه خاک بیاید بیرون. ادامه…


لطفاً از تاریخ عبرت بگیرید!

لطفاً از تاریخ عبرت بگیرید!

شاید به دشواری بتوان مؤلفه‌های یک اثر عامه‌پسند تلویزیونی یا سینمایی را یک به یک تجزیه کرد و سهم هر مؤلفه در عنصر جذابیت و سرگرم‌کنندگی را به تفصیل بازشناخت. واقعیت این است که خصوصیت انفکاک‌ناپذیر سینما و تلویزیون، سرگرم کنندگی آن‌هاست و اینکه بتوانند بیننده خود را در برابر پرده یا مقابل جعبه جادو برای زمانی نه چندان کوتاه بنشانند و رضایت او را جلب کنند. اصلاً همین جذابیت است که بین هنر و اقتصاد پیوند برقرار کرده و هنرمند می‌تواند با توسل به آن، هم اثر هنری خود را عرضه کند و هم امتداد مسیر کاری و نیز معیشتی‌اش را پی بگیرد. ادامه…


فلسفهٔ كتاب خواندن

فلسفهٔ كتاب خواندن

وقتی از فلسفهٔ كاری سؤال می‌كنیم حقیقتاً چه می‌پرسیم؟ شاید منظورمان این است كه به چه دلیل آن كار را انجام می‌دهیم. یا مرادمان این است كه چه انگیزه یا دلیل علمی خدشه‌ناپذیری ما را وادار می‌كند آن كار را انجام دهیم. حتی ممكن است مقصودمان این باشد كه به چه قصدی و هدفی این كار را می‌كنیم. معلوم است كه در چنین وقت‌هایی كه آدم‌ها از فلسفهٔ كاری می‌پرسند، قصدشان واقعاً این نیست كه دلایل فلسفی و صرفاً فلسفی كار را بدانند. چنین اصطلاحی اغلب به خودی خود هیچ ربطی به فلسفه به معنای معهود آن ندارد. ادامه…


حاشیه‌نگاری‌های قیصر بر کربلا یا من شماس می‌نویسم تو حسین بخوان

حاشیه‌نگاری‌های قیصر بر کربلا یا من شماس می‌نویسم تو حسین بخوان

یکی از ایراداتی که به آثار هنری تاریخی گرفته می‌شود، عدم مطابقت آن‌ها با واقعیت است. و تنها جوابی که باید و می‌توان داد، این است که این اثر صرفاً یک داستان، فیلم، نقاشی یا هر چیز دیگر است و نه روایت تاریخ. از همین‌رو اول برای نوشتن از شماس شامی به این نکته توجه داشته باشیم که با یک اثر ادبی به نام رمان طرف هستیم و نه چیز دیگر. و نباید در آن پی تحلیل‌های تاریخی یا بررسی حادثه کربلا و حتی شخصیت امام حسین (ع) باشیم. ما یک داستان روان و شسته رفته می‌خوانیم از تلاش غلامی در جهت تبرئهٔ اربابش. ادامه…


می‌خواستم راهبه شوم.

می‌خواستم راهبه شوم.

رشته‌ام در کالج ادبیات انگلیسی بود که در آن زمان خیلی رایج نبود…. من به روشی که نویسندگان قرن نوزدهم آمریکا از زبان استعاری استفاده می‌کردند جلب شدم که با امرسون شروع شد. وقتی وارد مقطع دکترا شدم شروع کردم به پیاده کردن این روش استعاری تا احساس نوشتن با این روش را درک کنم. بعد از اینکه پایان‌نامه‌ام را تمام کردم شروع کردم به مطالعهٔ این آثار و این موضوع مرا به راهی کشاند که انتظارش را نداشتم. من می‌توانستم این احساس را در خودم ببینم که باید در برابر این موضوع کاری بکنم که خیلی بیشتر بارز باشد و شروع کردم به نوشتن «خانه داری». ادامه…