فیروزه

 
دوره جدید | شماره نهم | ۶ اردیبهشت ۱۳۸۹
فقط می‌گذارم همه چیز توی ذهنم جا بیفتد.

فقط می‌گذارم همه چیز توی ذهنم جا بیفتد.

داستان‌نویسی در سنین پیری اصلاً کار ساده‌ای نیست. هر روز یک جنگ پیش روست. «بیشتر به یک معجره می‌ماند اگر بتوانم کار کنم و من از این خیلی خوشحالم». چند سال پیش مونرو یک اطلاعیه عمومی در تورنتو پخش کرد که می‌خواهد نوشتن را کنار بگذارد چرا که از این جنگ و کشاکش خسته شده و از آنجا یک نویسنده قسمت عمدهٔ زندگی‌اش را صرف دیدن و فکر کردن برای نوشتن می‌کند به نوعی از روند زندگی عادی خارج می‌شود و او از این بابت نگران بود. ادامه…


پرنسس و سلحشور

پرنسس و سلحشور

همیشه و هر جایی که بحث از تسلیحات هسته‌ای و رقابت قدرت‌های جهانی برای توسعه یا تحدید این جنگ‌افزارهای مرگبار پیش می‌آید، این جملهٔ منسوب به انیشتین در اذهان بسیاری تداعی می‌گردد که: «من نمی‌دانم جنگ جهانی سوم با چه ابزارهایی روی خواهد داد اما مطمئناً مردم در جنگ جهانی چهارم با سنگ و چوب به پیکار هم خواهند رفت»‍! ادامه…


كتاب‌های مزخرف

كتاب‌های مزخرف

كتاب‌ و كتاب‌خوانی همیشه رنگی زیبا، روشنفكرانه، مدرن و شیكان و پیكان ندارد. گاهی كتاب‌خوانی به نمودی از بدترین و زشت‌ترین نمایه‌های و نمونه‌های زندگی ما آدم‌ها تبدیل می‌شود. درك این نكته شاید برای برخی از كتاب‌پژوهان و كتاب‌خوانان جدی بدیهی بنماید، اما برای همان كسانی كه آن دست كتاب‌ها را می‌خرند و می‌خوانند و دوست می‌دارند، سخت و ناشدنی است. ادامه…


دربارۀ همه چیز

دربارۀ همه چیز

آن‌قدر وقایع مختلف دوروبرمان رخ می‌دهد كه آدم می‌ماند دربارۀ چه بنویسد…یا شاید دربارۀ چه چیزهایی نباید بنویسد… در این مواقع ردیف كردن مجموعه‌ای از ایده‌ها و تُك زدن به هر یك می‌تواند دوای این انسداد فكر باشد… ادامه…


همراه با داوینچی و میکل‌آنژ

همراه با داوینچی و میکل‌آنژ

انتشارات آکسفورد مجموعه کتاب‌هایی را منتشر کرده است تحت عنوان «a very short introduction». این عبارت یعنی «آشنایی بسیار کوتاه»، به انتهای موضوع کتاب اضافه می‌شود، مثلاً «تاریخ آمریکا: آشنایی بسیار کوتاه». دوستی می‌گفت وقتی این کتاب‌ها را می‌خوانی، فکر می‌کنی دربارهٔ آن موضوع خیلی می‌دانی…؛ و البته «فکر می‌کنی» را با تأکید و نحوه‌ای تعریض و کنایه تلفظ می‌کرد. ادامه…


بعضی‌ها داغش رو دوست ندارند

بعضی‌ها داغش رو دوست ندارند

بعضی ژانرها در سینمای ما هنوز پا نگرفته اند مانند ژانر وحشت، و بعضی هم ناقص شکل گرفته‌اند و ادامهٔ حیات می‌دهند مانند ژانر کمدی. اولین سؤالی که بعد از دیدن فیلم “پوپک و مش ماشاا…” به ذهنم خطور کرد این بود که “چرا این فیلم ساخته شد؟” درست مثل وقتی که میوه نرسیده‌ای را بچینی و بعد از خوردن از خودت بپرسی “چرا چیدم؟” ادامه…


طرب اندر طرب

طرب اندر طرب

اولین گامی که عمدهٔ خواننده‌ها ـ‌ علی‌الخصوص خواننده‌های پاپ ـ برای خواننده شدن برداشته‌اند، قهر با مادر است. این قهر بابهانه یا بی‌بهانه، زمینه را برای شکوفایی استعداد خوانندگی انسان آماده می‌کند. فردی که با مادرش قهر کرده، یک خوانندهٔ بالقوه است. ادامه…