فیروزه

 
نیم ویژه‌نامه‌ای برای نیمه شب در پاریس
تنهایی آدم مقوایی

تنهایی آدم مقوایی

وودی آلن فیلم می‌سازد، فیلمنامه می‌نویسد، بازی می‌كند، داستان می‌نویسد و كلارینت می‌نوازد. این همه نوشتن درباره او را سخت‌تر می‌كند. اما من در اینجا می‌خواهم از «فلسفه وودی آلن» بگویم. آنچه در آثار وودی آلن هست، نمایش خیره‌كننده تنهایی، بی‌معنایی، شوخی‌گونه و كاملاً انسانی زیست انسانی است. ادامه…


خاطره‌ای از دهه‌ٔ بیست

خاطره‌ای از دهه‌ٔ بیست

بار اولی که به شیگاگو آمدم دههٔ بیست بود، برای تماشای مسابقهٔ مشت‌زنی. ارنست همینگوی همراه من بود و دوتایی در اردوی باشگاه جک دمپسی می‌ماندیم. همینگوی تازه دو داستان کوتاه دربارهٔ مشت‌زنی نوشته بود و من و گرترود استاین هر دو از آن خوشمان می‌آمد، اما فکر می‌کردیم هنوز خیلی جای کار دارد. ادامه…


وودی آلنی که نمی‌شناسم

وودی آلنی که نمی‌شناسم

در کار‌های وودی آلن همیشه بهانه‌ای وجود دارد تا ما بتوانیم راحت فیلمش را خارج از دایره واقعیت روزمره ببینیم. حتی زمانی که او خودش را به واقعیت موجود اطرافش و به قواعد قاب سینما ملتزم می‌کند باز هم شخصیت پرگویی وجود دارد که با حرف زدن‌های بی‌پایانش فضای داستان و رابطه آدم‌های درون فیلم را به گونه‌ای انتراعی کند. ادامه…


آمیزش خیال و واقعیت

آمیزش خیال و واقعیت

برای برداشتن مرز میان واقعیت و خیال، کافی است تا یک نفر در شبی آرام، از آرامش رخت‌خوابش جدا شود و با یک ماشین، شبیه اتوبوس ارواح، به زمانی و جایی که یوتوپیای ذهنی‌اش بوده، سفر کند. در سینمای دنیا چند نفری را می‌توان نام برد که تبحر خوبی در از میان برداشتن مرز واقعیت و خیال دارند؟ ادامه…