فیروزه

 
مجموعه‌ای برای «تن‌ها»
تفرد و تجرد

تفرد و تجرد

به نظرم اصلی‌ترین تضاد شخصیتی رمان «تن‌ها» در دو کاراکتر «سهیل» و «عمو جواد» نمود یافته است. یک طرف قهرمانی قرار دارد که از خطر نمی‌ترسد و سختی مهاجرت را به پایتخت می‌پذیرد و از رویارو شدن با آدم‌ها و تجربه‌های تازه استقبال می‌کند و در نهایت با مرور همه راه‌های پیموده، به نگاهی تنزه‌طلب گرایش می‌یابد و گویی که با خودش پیمان می‌بندد که از این پس با یک «تن» که همان خالق تن‌ها و تنهاست قمار عاشقانه به پا دارد. ادامه…


حلقه به گوش و عاشقم…

حلقه به گوش و عاشقم…

بعضی کتاب‌ها هست که آن‌ها را می‌خوانی تا خودت را در آن‌ها گم‌وگور کنی. مثلِ شناکردن در استخری عمیق می‌ماند. شیرجه می‌زنی و بیرون می‌آیی. مهم نیست چطوری و کی، مهم حس و حالِ بعد از بیرون آمدن است. احساسِ خوبِ خواندن. اما بعضی کتاب‌ها هستند که می‌خوانی‌شان تا خودت را در آن‌ها پیدا کنی. مزمزه می‌کنی و هرچه بیشتر می‌خوانی، بیشتر غرق می‌شوی ادامه…


تنها شدن با او

تنها شدن با او

از منظر جهان این کتاب، انسان‌ها را می‌توان بر اساس «غایت قصوی» خود تقسیم کرد. «غایت قصوی» شاه‌کلید نظریهٔ ایمان «پول تیلیخ» فیلسوف آلمانی-آمریکایی و از شناخته‌شده‌ترین ابداعات اوست. تیلیخ معتقد است انسان‌ها برای خود «خدا» های شخصی دارند که می‌تواند تمرکز وجودی آن‌ها را بر این خدایان تصور کرد. از نگاه او غایت قصوی ما آن چیزی است که به هستی یا نیستی ما تعیین می‌بخشد ادامه…


خدایا روشنش کن

خدایا روشنش کن

تنهایی فضایی است که ما را محاصره کرده، به آن فکر می‌کنیم و در آن زندگی. سردرگمی از جایی آغاز می‌شود که درمی‌مانیم از دانستن نقطه‌مقابل حقیقی تنهایی برای پناه بردن و خلاص شدن از آوار و آرواره‌های گاه بی‌رحمش. رمان «تن‌ها» به نظرم پاسخی شایسته و نه جاه‌طلبانه برای این سوال ازلی می‌یابد و در کمال سادگی و بی‌ادعایی مرزهایی جدید برای فهم تجربهٔ زیستهٔ ما می‌گشاید. ادامه…


«تن‌ها»یی در آینهٔ نشانه‌ها

«تن‌ها»یی در آینهٔ نشانه‌ها

پیرس انواع نشانه‌ها را به سه دستهٔ عمدهٔ شمایلی، نمایه‌ای و نمادین تقسیم می‌کند. او نشانهٔ شمایلی یا تصویری را نشانه‌ای می‌داند که میان صورت و معنایش شباهت صوری وجود دارد و آثاری هم‌چون نقاشی، کاریکاتور و عکس را در این دسته برمی‌شمارد. پیرس دستهٔ دوم نشانه‌ها را نشانه‌های نمایه‌ای یا طبعی می‌نامد و در توضیح‌شان می‌گوید که این گروه از نشانه‌ها با انتقال خودبه‌خودی وضعیت درونی و عواطف فرستندهٔ پیام، واجد رابطه‌ای طبیعی میان صورت و معنای‌شان می‌گردند. ادامه…


پایبندی شریعتمدارانه

پایبندی شریعتمدارانه

«نمی‌دانم بین جمعیت میلیاردی آدم‌های کره زمین و ثانیه‌هایی که هیچ‌کدام‌شان بدون گناه کردن آدم‌ها نمی‌گذرند، خوردن یک لیوان از چیزی که تا چهل روز صدای آدم را به خدا نمی‌رساند، چقدر توی چشم است.» رمان «تن‌ها» با این سطرها آغاز نمی‌شود؛ اما با سطرهایی چنین، جان می‌گیرد، امتداد می‌یابد، تعلیق می‌پذیرد و نهایتا به پایان می‌رسد. ادامه…


نویسنده‌ای که خودش را پنهان نمی‌کند

نویسنده‌ای که خودش را پنهان نمی‌کند

نوشتن دربارهٔ کتابی که یک دوست نوشته است، حتی اگر عنوانش را نقد هم نگذاریم باز هم برایم سخت است. «تن‌ها» را یک بار پیش از چاپ و حتی بخش‌هایی از آن را در حین نوشته شدن خوانده بودم. اما برای نوشتن این یادداشت دوباره آن را گرفتم تا برای بار سوم در این سه سال بخوانم. ادامه…


اسپاس، چندسال بعد

اسپاس، چندسال بعد

روستای اسپاس در ۵۰کیلومتری شهرستان اقلید در استان فارس جایی است که اتفاقات سه فصل مهم رمان «تن‌ها» یعنی بابابزرگ، گوسفندها و از همه مهم‌تر فصل پایانی رمان یعنی قبر در آن روی می‌دهد. در ادامه بخش‌هایی از رمان را که در این روستا رخ داده، هم‌راه با عکس‌های اختصاصی فیروزه از این محل می‌بینید. عکاس این تصاویر یکی از جوان‌های خوش‌ذوق روستا و دانشجوی گرافیک، آقای محمدجعفر یونسی است. ادامه…


یاد گرفتم بیش‌تر ببینم

یاد گرفتم بیش‌تر ببینم

گفت‌وگو با آدم دوست‌داشتنی‌ای مثل مهدی شریفی و پیش‌کشیدن نگاه‌های انتقادی دربارهٔ رمان «تن‌ها» در حضور خالق آن کار سختی بود. نه به این دلیل که نویسنده تحمل نقد شدن مستقیم و بدون تعارف کارش را نداشت بلکه برعکس به این دلیل که با دقت به همهٔ سؤالات گوش می‌داد و سعی می‌کرد پاسخ‌های مبنایی و قانع‌کننده به آن‌ها بدهد ادامه…