سهگانهٔ منوچهر محمدی
شاید زیر نور ماه، مارمولک و طلا و مس را به دلیل اشتراک ناچیزشان در پرداختن به مقولهٔ روحانیت نتوان مصداق دقیقی از یک سهگانهٔ سینمایی دانست اما بهترین راه برای سنجش میزان کیفیت طلا و مس مقایسهٔ آن با دو ساختهٔ قبلی منوچهر محمدی دربارهٔ روحانیت یعنی زیرنور ماه و مارمولک است. ادامه...
گونهشناسی شخصیت روحانی در سینمای ایران
هرگاه با یک شخصیت در اثری داستانی یا سینمایی روبهرو میشویم، ناخودآگاه این سؤال در ذهن ما شکل میگیرد که تا چه اندازه توانستهاست شخصیت مورد نظر را درست نشان بدهد؟ یا شخصیت این داستان یا فیلم چقدر واقعی است؟ هر کدام از ما معیارهایی را در نظر داریم که شخصیت را با آنها میسنجیم. معیارهایی که با تجربههای گوناگون برخورد با آن تیپ شخصیت در زندگی و اطراف ما به تدریج شکلگرفتهاند و پایه و اساس قضاوت ما را درباره داستان یا فیلم تشکیل میدهند. ادامه...
تأملی جامعهشناسانه درباره حضور «روحانیت» در سینمای ایران
موضوع قرارگرفتن مضامینی که پرداختن به آنها «تابو» محسوب میشود، همیشه قابلیت جذب مخاطب را داشته است. هنگامی که به تصویرکشیدن موضوعی به دلایل مختلف ممنوع باشد، تا هنگامی که هالهای از ابهام، تقدس و ممنوعیت پیرامون آن است، برای مؤلفان وسوسهانگیز خواهد بود. «روحانیت» نیز از جمله چنین موضوعاتی است که به دلایل عمدتاً سیاسی و مذهبی امکان پرداخت مفصل در حوزه سینما را نیافته بود. ادامه...
اکسیر محبت
فیلم دربارهٔ طلبهای است که از یکی از شهرستانهای خراسان به تهران آمده تا در درس اخلاق یکی از اساتید معروف اخلاق حوزهٔ علمیه تهران شرکت کند. او به همراه زنش و دو بچهاش خانهای را اجاره کرده و مقدمات شرکت در کلاس، مثل خرید کتاب اخلاق نظری و ثبت نام در مدرسهٔ مورد نظر را انجام میدهد. تا اینکه آثار بیماری خفته و ناشناختهٔ ام.اس که با بیتوجهی آنها همراه بوده در همسرش آشکار شده و زن را فلج میکند. ادامه...
فرایند عرفی شدن روحانیت
وقتی دربارهٔ فیلمهای یک کارگردان، نویسنده یا یک تهیهکننده صحبت میکنی، خواهی نخواهی پا در کفش طرفداران نگرهٔ مؤلف کردهای و با نیم نگاهی به صاحب اثر، ایدههایش را در آثارش جستوجو میکنی. منوچهر محمدی، سه فیلم در کارنامهٔ تهیهکنندگی خود دارد که در آنها به مقوله روحانیت پرداخته؛ «مارمولک»، «زیر نور ماه» و اخیراً «طلا و مس». ادامه...
به همین سادگی؟
سپیده پرستار بیمارستان، برای عیادت از بیمار سابقش به خانهٔ سید رضا میآید؛ اما وقتی زهرا سادات را ـکه همراه بچهها و همسایه به هواخوری رفتهـ نمییابد چرخی در آن خانهٔ قدیمی میزند و دستی بر دار قالی میکشد و از دوستداشتنی بودن و مهربانیهای زهرا میگوید و بعد از «اینجا منو یاد بچگیهام میاندازه» و ستایش سادگی و زیبایی خانهٔ سید، با حسرتی عمیق از زندگی به ظاهر نکبتی خودش، آن پیام اخلاقی مشعشع را بسیار گلدرشت و بیظرافت صادر میکند. ادامه...
هنر طلا و مس
سزاوار دیدن است و شایستهٔ تحسین و رقم زنندهٔ نقطهٔ عطفی ماندگار در سینما و ادبیاتی که از درد بیسوژهای یا بهتر بگویم از درد بیبکارتی سوژهها مدام متمایل است تا آخرین خاکریز سوژههای دستنخورده و بکر را هم فتح کند. بکر ماندن سوژههایی از این دست اما نه از سر غفلت و بیخبری یا بیانگیزگی به پرداختن به آنهاست که این حصارهای بلند و حریمهای ممنوعهای هستند که محتسبوار بکر بودن چنین سوژههایی را هم رقم میزنند. ادامه...
مانیفست سینماخواهی
پنجشنبه ششم خردادماه روزی تاریخی بود برای همۀ آنها که در سالن همایشهای دفتر تبلیغات اسلامی قم گردهم آمده بودند تا شاهد نمایش فیلم سینمایی طلا و مس باشند. حتی تاریخیتر از همایش اختتامیۀ هنر آسمانی دوم که درآن آیتالله مقتدایی، رییس شورای مدیرت حوزۀ علمیۀ قم، در انتقاد و گِله از برنامهسازان رسانۀ ملی ناگهان در سخنانی غیرمنتظرهای گفت که «ما از مدیران رسانه ناامیدیم…طلاب خود باید بروند برنامه بسازند»! ادامه...




