تأملاتی در باب فلسفهٔ هنر اسلامی
«فلسفهٔ هنر اسلامی» شاید در نگاه نخست عنوانی مانند سایر زیرشاخههای فلسفهٔ هنر تلقی شود؛ مانند فلسفهٔ هنر یونان یا فلسفهٔ هنر قرون وسطی. اما تفاوت عنوان نخست با هر زمینهٔ فلسفی دیگر در وادی هنر، هنگامی روشن میشود که به چند و چون موجود درباب هنر اسلامی، واقف باشیم. ادامه...
در جستوجوی قابلیتهای از دسترفته یا چرا «بیداری رؤیاها» یک فیلم فرصتسوز است؟
بیداری رؤیاها مصداق تام و تمام هدر دادن یک ایدهٔ درخشان در سینمای ایران است؛ ایدهٔ واقعاً جذابی که تا مدتها امکان پرداختن به آن وجود نداشته است اما اینبار به اقتضای زمانه و با حمایتهای نهادهای دولتی طلسمش شکسته شده و به پردهٔ سینما راه یافته است. خانوادهٔ سنتی و معتقدی را فرض کنید که در سالهای جنگ مطلع میشوند پسرشان (ایوب) در جبهه شهید شده است. ادامه...
سن کمال
سیمون دوبووار چنان بود که پدر یکی از شاگردهایش او را نامیده بود: راهبهٔ غیر مذهبی. او در پی نجات میگشت و این رهایی را از طریق زندگی میجست. این نجات البته از خلال یقینها دستیافتنی بود: « انسان وقتی یقین حاصل کرد، حتی اگر از توجیه آن ناتوان باشد، در مقابل جزر و مدها، حتی در مقابل عقل، باید به یقین خود بیاویزد». اما راه رسیدن به این چنین یقینی بسی دشوار است. ادامه...
کابوی تکافتادهٔ گیتار به دست
«تنت همچنان درد میکند/ گیتارت را بنواز و نفرت را از خودت بیرون کن/ روزها و شبها همان احساس یکنواخت سابق را دارند…» این بخشی از ترانهٔ The Weary Kind ساختهٔ رایان بینگهام است که در هشتاد و دومین دورهٔ مراسم اسکار جایزهٔ بهترین ترانهٔ فیلم را برای «دل دیوانه» از آن خود کرد. این چند بند از این جهت در صدر این سیاهه مورد اشاره قرار گرفتند که میتوان آنها را عصارهٔ فیلم جادهای ۱۱۲دقیقهای اسکات کوپر دانست. ادامه...
اهمیت الخاص شناسی
همه ساله در چنین ایامی دوستداران و شاگردان هانیبال الخاص، نقاش برجستهٔ معاصر، برای او که جلای وطن کرده و در ینگه دنیا سکنی گزیده، مجلس جشن و یاد و خاطره و نمایشگاه برپا میکنند تا به این وسیله از تلاش چندین سالهٔ او در عرصه هنری کشور تقدیر کرده باشند. امسال که مصادف با هشتاد سالگی استاد بود این مراسم به شکلی مفصلتر برگزار شد. ادامه...
وضعیت نخست: التماس، لابه
نخستین وضعیت نمایشی «Supplication» است که به معنای التماس، لابه، استدعا، زاری، تضرع و ناله آمده است. در این وضعیت وجود سه نیروی پویا، ضروری است؛ ستمگر، التماس کننده، قدرت قانونی که درست تصمیم گرفتن او مورد تردید ماست. هر کدام از این نیروها را شخصیت یا شخصیتهایی در نمایش نمایندگی میکنند. این وضعیت سه گروه اصلی دارد. ادامه...
پیامبران کوچهٔ پشتی یا چرا حسن عباسی را دوست دارم؟
جایی در سالهای پیش، به دوستی میگفتم که اگر قرار بود دوباره پیامبری زاده شود این بار در هند و با معجزهای به نام سینما یا تلویزیون (چیزی با ذات تصویر) مبعوث خواهد شد. شاید آن زمان و قطعا این زمان به این میاندیشیدم که رسانههایی چون تلویزیون و سینما با آن زوایای تاثیرگذارشان و آن سرشت تاویلگونه و همهفهمشان تنها چیزهایی هستند که میتوانند ضمن دلربایی از بشر او را وادار به تامل کنند. به هر حال هنوز بر حرف پیشین خود هستم و گمان میکنم کاری که تلویزیون میکند، بس شگرف و بزرگ است. ادامه...




