مشتاقی و مهجوری
نحوهٔ مواجههٔ مخاطبان با فیلمهای سینمایی در هر دورهای تابع جو حاکم بر جامعه و شرایط اجتماعی و سیاسی روز است؛ ممکن است سینماروهای هر اقلیمی در یک دوره اجتماعی به برداشتی مشخص از یک فیلم واحد برسند و در دورهای دیگر برداشت متفاوتی از همان فیلم را تجربه میکنند. به رنگ ارغوان فیلمی است که میتواند از دو منظر متفاوت مورد بررسی قرار بگیرد: فیلمی عاشقانه که در بستری سیاسی داستان خود را تعریف میکند و یا فیلمی سیاسی که از بستری عاشقانه برای پیشبرد اهداف خود بهره میبرد. ادامه...
موز و لیمو
وقتی از قبرستان راه افتادیم طرف دِهِمان ـ قطرانی ـ هوا نرمنرم داشت تاریک میشد. اما نه آنقدر تاریک که نشود شمایل مبهم خُلود ـ که جلوی ماشینها ایستاده بود و به هیچکدامشان راه نمیداد ـ را ندید. انگار خوشش میآمد صدای بوق ماشینها را بشنود. تنها صدایی که به سکوت آن غروب خَش میانداخت، پِتپِت خفهٔ اگزوز و بوق ممتد ماشینهایی که میخواستند جادهٔ قبرستان را بیایند پایین. از صدای شیونِ ساعتی پیش زنها خبری نبود. مثل بچهمحصلهایی که هنوز باورشان نشده باشد امتحانات ثلث سومشان تمام شده، هر چند قدم که راه میرفتند، لحظهای میایستادند و به پشت سرشان نگاه میکردند. انگار میخواستند مطمئن شوند که دیگر اَحلام نمیتواند از زیر آن همه خاک بیاید بیرون. ادامه...
لطفاً از تاریخ عبرت بگیرید!
شاید به دشواری بتوان مؤلفههای یک اثر عامهپسند تلویزیونی یا سینمایی را یک به یک تجزیه کرد و سهم هر مؤلفه در عنصر جذابیت و سرگرمکنندگی را به تفصیل بازشناخت. واقعیت این است که خصوصیت انفکاکناپذیر سینما و تلویزیون، سرگرم کنندگی آنهاست و اینکه بتوانند بیننده خود را در برابر پرده یا مقابل جعبه جادو برای زمانی نه چندان کوتاه بنشانند و رضایت او را جلب کنند. اصلاً همین جذابیت است که بین هنر و اقتصاد پیوند برقرار کرده و هنرمند میتواند با توسل به آن، هم اثر هنری خود را عرضه کند و هم امتداد مسیر کاری و نیز معیشتیاش را پی بگیرد. ادامه...
فلسفهٔ کتاب خواندن
وقتی از فلسفهٔ کاری سؤال میکنیم حقیقتاً چه میپرسیم؟ شاید منظورمان این است که به چه دلیل آن کار را انجام میدهیم. یا مرادمان این است که چه انگیزه یا دلیل علمی خدشهناپذیری ما را وادار میکند آن کار را انجام دهیم. حتی ممکن است مقصودمان این باشد که به چه قصدی و هدفی این کار را میکنیم. معلوم است که در چنین وقتهایی که آدمها از فلسفهٔ کاری میپرسند، قصدشان واقعاً این نیست که دلایل فلسفی و صرفاً فلسفی کار را بدانند. چنین اصطلاحی اغلب به خودی خود هیچ ربطی به فلسفه به معنای معهود آن ندارد. ادامه...
حاشیهنگاریهای قیصر بر کربلا یا من شماس مینویسم تو حسین بخوان
یکی از ایراداتی که به آثار هنری تاریخی گرفته میشود، عدم مطابقت آنها با واقعیت است. و تنها جوابی که باید و میتوان داد، این است که این اثر صرفاً یک داستان، فیلم، نقاشی یا هر چیز دیگر است و نه روایت تاریخ. از همینرو اول برای نوشتن از شماس شامی به این نکته توجه داشته باشیم که با یک اثر ادبی به نام رمان طرف هستیم و نه چیز دیگر. و نباید در آن پی تحلیلهای تاریخی یا بررسی حادثه کربلا و حتی شخصیت امام حسین (ع) باشیم. ما یک داستان روان و شسته رفته میخوانیم از تلاش غلامی در جهت تبرئهٔ اربابش. ادامه...





